الاغ بيچاره و كيفر توبه شكن

صفحه اصلی آرشیو راهنمای خرید پرسش و پاسخ درباره ما پشتیبانی تبلیغات تماس با ما

دانلود داستان کوتاه الاغ ناسپاس

دانلود بانک مقالات فارسی مقاله پایان نامه پروژه پرسشنامه کارآموزی و... الاغ بيچاره و كيفر توبه شكن - دانلود داستان کوتاه الاغ ناسپاس

خلاصه ای از توضیحات
دانلود داستان کوتاه الاغ ناسپاس الاغ ناسپاس مردی بود که کارش آبرسانی بود. او الاغی داشت که بر اثر کشیدن بارهای مشقت‌بار، پشتش خمیده بود و زخمهای بدی داشت؛ به طوری که شب و روز آرزوی مرگ می‌کرد. از طرفی سیخ آهنین سقا، دو طرف دمش را پر از زخم نموده بود. روزی رئیس طویله‌های شاه، که رفاقتی با آن سقا داشت، آن الاغ را رنجور دید و به سقا گفت: چند روز این خر را به من بده، تا در طویله شاه، قوت خود را بازیابد. سقا با شادمانی، الاغ خود را به او سپرد و آن الاغ از زحمت جانکاه نجات یافت و به طویله‌ شاه رفت. در آنجا دید که اسبهای جنگی، بهترین خوراکها را دارند و همه از عیش و نوش، چاق و فربه می‌باشند و غلامان از هر سو به آنها خدمت می‌کنند و محل سکونت آنها را آب و جارو می‌نمایند... آن الاغ سر به آسمان بلند کرد و گفت: ای خدای بزرگ! گیرم که من خرم، مگر مخلوق تو نیستم؟ چرا باید این همه زار و لاغر و بیچاره باشم، ولی اسبهای شاه این همه در ناز و نعمت و شادی به سر برند: حال این اسبان چنین خوش بانوا من چه مخصوصم بتعذیب و بلا پس از مدتی، اعلام شد که دشمن برای جنگ آمده است. باید سپاه شاه، به دفع دشمن بپردازد و همه اسبان را به میدان جنگ بردند. وقتی که آن اسبها از جنگ بازگشتند، بدنشان پر از زخم شده بود، پاهای آنها را محکم با نوار می‌بستند، و نعل‌بندان برای اصلاح سمهای آنها ایستاده بودند. بدنهایشان را می‌شکافتند تا تیرها را خارج سازند... وقتی که الاغ، وضع دلخراش آنها را دید، فقر و بیچارگی خود را از یاد برد و گفت: ای خدای بزرگ، من بهمان بینوایی و بیچارگی، خشنود هستم: چون خر آن را دید پس گفت ای خدا من بفقر و عافیت دادم رضا زان نوا ...

برای توضیحات بیشتر و دانلود اینجا کلیک کنید

تمام مقالات و پایان نامه و پروژه ها و پرسشنامه ها و... این سایت به صورت فایل دانلودی می باشند





تبلیغات