دانلود پایان نامه بررسی علل تنوع پوشش زنان در خیابان های شهر تهران

صفحه اصلی آرشیو راهنمای خرید پرسش و پاسخ درباره ما پشتیبانی تبلیغات تماس با ما

صفحه نخست  » علوم انسانی » معارف اسلامی  »  دانلود پایان نامه بررسی علل تنوع پوشش زنان در خیابان های شهر تهران

دانلود پایان نامه بررسی علل تنوع پوشش زنان در خیابان های شهر تهران

دانلود پایان نامه بررسی علل تنوع پوشش زنان در خیابان های شهر تهران

چکیده
کارکرد لباس ازمنظرانسان شناسی ،درجوامع سنتی حفظ امنیت وحفاظت از بدن در محیط زیست او بوده است.چنین کارکردی درطول سالیان حفظ شده اما با پیچیدگی جوامع وگسترش روزافزون ارتباطات وفرهنگ ،کارکردهای دیگری بدان افزوده شده که درک آن ها درگرو درک بافت تاریخی ،مذهبی ، سیاسی ودر یک کلام فرهنگ جوامع است.
این پژوهش سعی دارد تا با شناخت عوامل تاثیرگذار در پوشش زنان درطول تاریخ معاصر،که شروع آن به تجددطلبی شاهان قاجار به علل تاریخی مختلف ازجمله شکست های پی در پی سپاه ایران درجنگ های متعدد،سفرهای شاهان به اروپاو.. بازمی گردد،به بررسی تغییرشکل لباس زنان درحوزه ی خیابان بپردازد تا ضمن آن به عواملی برسد که باعث گریزبخشی از آنان ازپوشش معیار شده است.
دراین رهگذر واضح است که جریان های فمینیستی هم درایران براین مساله تاثیرگذار بوده وهمواره سعی درانتشار اندیشه های موافق ومخالف برآن داشته اند.لذا بررسی آن ها هم در دستورکارپژوهش بوده است.
ازسویی بخش بزرگی از فرهنگ پوشش وپوشاک در کشور ما تحت تاثیر تعالیم ودستورات اسلام بوده واز آن جایی که اسلام حساسیت بیشتری برامرحجاب زنان داشته ،ناخودآگاه زنان جامعه ی ما برای رعایت این احکام به سمت گزینش های دینی رفته اند.که تحقیق حاصل دربخشی از آن به نزول وتفسیر آیه حجاب وحدودآن ودایره ی محارم پرداخته است.
ازآنجایی که داده های تاریخی درمورد پوشش زنان به ویژه در دوران حاضر بسیار اندک بوده،بخشی از اتنوگرافی به توصیف ومقوله بندی اشکال متداول پوشش زنان درخیابان پرداخته ودر نهایت با تکیه برچهار مفهوم نشانه شناسی ،جانشینی وهمنشینی،توارد ذهنی ودال صریح داده های فوق را تحلیل نموده است.

واژگان کلیدی
پوشش / حجاب/ بدحجاب/ لباس / زنان / مانتو / روسری/چادر

مقدمه
به زعم فرهنگ شناسان به ویژه تعریف ادواردتیلورانسان شناس،«فرهنگ …در معنی مردم نگارانه ووسیع این واژه،مجموعه ی پیچیده ای است شامل شناخت ،باورها،هنر،اخلاقیات،قانون،رسوم وهرگونه قابلیت وعاداتی که انسان به عنوان عضوی از جامعه کسب کرده است.»( فکوهی،۱۳۸۲:۱۳۱ ).بنابراین فرهنگ بخشی از حیات بشری است و دارای دوبعد مادی ومعنوی بوده وانسان زمانی که درمعرض جامعه قرار می گیرد،آن را کسب می کند.این پدیده ی اکتسابی همیشه با انسان همراهی کرده و شناخت آن مستلزم درک همه ی وجوه آن است.دراین رابطه لباس،پوشش وپوشاک ،بخشی مادی از فرهنگ اوست ومادیتی است که همواره با بدن انسان همراهی کرده وشاید جزیی از آن باشد.
انسان با بدنش وارد همه ی عرصه های اجتماعی شده و به نظر نتلسون و واتسون ،«شاید اولین امریقینی این باشد که همه ی ما بدن هایی داریم که درتمام لحظات ماراهمراهی می کنندولذا همه ی تجارب مامنوط به بدن هایمان است.»بدن بخش بیولوژیکی وجود ماست ولباس یعنی عنصری فرهنگی که همواره آن را همراهی می کند،خودبخشی از این تجربه ی زیسته است.یعنی اگر همه ی تجربیات وپندارهای ما از جهان اطراف وابسته به بدن ماوقرارگرفتن آن درمحیط هاوشرایط مختلف باشد،لباس بخش مهمی ازآن است بنابراین هم درساخت آن شریک شده وهم خود بخشی از آن می شود.
لباس،بدن بیولوژیکی ماراوارد عرصه ی فرهنگی می نمایدو انسان را هرچه بیشتر از طبیعت دور می کند.بنابراین شاید اولین عنصری که انسان را به طورمعمول از طبیعت دورمی کند وجنبه ای فرهنگی برایش ایجاد می کند ،لباس وپوشش اوست.
این موضوع که چرا انسان باید از طریق لباس وارد عرصه ی فرهنگی شود،موضوعی پیچیده است اما بخشی ازاین دلایل به کارکردهای آن بستگی دارد که اولین آن همان حفظ وامنیت وی از سرما وگرما ومحیط طبیعی اوبوده است.زیرا پوست انسان برخلاف حیوانات دارای کارکرد حمایتی نبوده ودرمقابل اشعه خورشید وسرمای محیط سازگاری ومقاومتی به اندازه ی حیوانات ندارد. لذا پوشیدن به دلیل مساله ای بیولوژیکی وناکارایی پوست انسان امری اجباری است. بنابراین دراین جا به زعم مالینوفسکی «نیازی» که پای درالزامات بیولوژیکی دارد،همان احتیاج به پوشانندگی وامنیت است و«نهادی» که این پاسخ را فراهم می کند ،لباس است.
مساله به این جا ختم نمی شود،زیرا «نیاز های اشتقاقی» یا «ثانویه» یا «الزامات فرهنگی» که درهنگام ارضای این نیاز بیولوژیک یعنی پوشش ایجاد می شود سبب پیدایش نهادهای اجتماعی ،اقتصادی،سیاسی وسطح بیشتری ازنیازبه انسجام فرهنگی می شوند.پاسخ فرهنگی به این نیاز درقالب مفاهیم نهادین وشناختی شکل می گیرد:یعنی زبان،اخلاق،دین وارتباطات.(فکوهی،۱۳۸۱ :۱۶۸ )
بنابراین تنها کارکرد لباس به حفاظت ویا حتی زیباشناختی محدود نمی شود وباید نظامی از شبکه های مفهومی مذکوربرای درک کارکردهای آن بررسی شود.با این نگاه بررسی لباس به جوامع سنتی محدود نمی شود،زیرا همان طورکه گفته شد همه ی انسان ها به اجبارلباس می پوشند،اگرچه شکل،ترکیب،جنس،نوع ،رنگ وسایرموارد آن ازفرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت ودرکل دارای تنوع بسیار زیادی است.
درفرهنگ وجامعه ی ما هم لباس ازمنابع گوناگونی متاثر بوده وهمواره شبکه های مفهومی درهم تنیده ای درطول تاریخ تمدن وفرهنگ برآن تاثیرگذاشته اند، به طوری که همه ی اقوام واقلیت ها تحت این تاثیرات،خود را با آن می پوشاندند وازسویی با توجه به نوع لباس امکان تشخیص وجود داشت که فرد متعلق به کجا ودرچه زمانی زندگی می کرده است. درحال حاضرهم، اصل پوشش جز لاینفک زندگی اجتماعی ماست اگرچه به دلایل تاریخی ،سیاسی ، فرهنگی واقتصادی و… تقریبا دیگر لباس شناسنامه ی فردی واجتماعی محسوب نمی شود.درحال حاضر هیچ کس را نمی توان یافت که لباس راجز اولیه ای برای حضور درجامعه نداند. درطول تاریخ معاصر،عوامل متعددی برپوشش ایرانیان تاثیرگذار بوده و توانسته تا حد بسیار زیادی آن را از وضعیت محلی وسنتی وبومی خارج کند وشرایط را به گونه ای رقم بزند که اکنون شاهد آن هستیم. مثلا بخشی ازآن ما تحت تاثیر خواسته ها واغراض سیاسی حکومت ها بوده و همواره ایدئولوژی های دولت ها وحکومت ها تاثیرمستقیم وغیرقابل انکاربرآن داشته است. بخش دیگرازاین تاثیرپذیری را باید دراعتقادات دینی ومذهبی مردم یافت.زیرا دردین اسلام – که درجامعه ی ما دین اکثریتی است- پوشاندن تن وبدن به ویژه درمورد زنان از اهمیت فوق العاده ای برخوردار وهمواره امری تاثیرگذار در انتخاب مردم بوده است.
در پایان به رسم ادب، سپاس ویژه خود را ازاستاد گرامی ام سرکار خانم دکتر امیلیا نرسیسیانس به خاطر زحمات وراهنمایی های شان اعلام می دارم. در ضمن از خانواده ام به ویژه مادربزرگوار وخواهران ارجمندم که همواره در ایجاد محیطی آرام تمام تلاش خود را در این مدت به کار گرفتندوحامی من بودند، تشکر می نمایم. از دوستان گرامی ام که از راهنمایی هایشان بهره برده ام نیزسپاس گزاری می کنم.

طرح مساله
تغییر شکلی که لباس در طول تاریخ معاصر به ویژه درمورد زنان تحت تاثیر عوامل مختلف تاریخی ،سیاسی و… به خود دیده و اکنون زنان جامعه را با انتخابی محدود به چندگزینش مواجه می کند،خود بخشی از جواب به این سئوال است که چرا برخی از زنان در خیابان به پوشش معیار بی توجه اند؟آیا تغییر نگرشی درمورد حجاب زنان اتفاق افتاده ویا در حال افتادن است؟جایگاه تاثیراتی که حوزه سیاست در تصمیم گیری های کلان داشته دراین بخش کجاست؟ و سئوالات مهم دیگری که درک همه ی آن ها درگرو شناخت دقیق تاریخ وسیاست ودین است.
درحال حاضر با توجه به اهمیت همیشگی لباس درجامعه ای که همواره از پوشش محلی وسنتی برخوردار بوده وازسویی به پوشش به عنوان امری دینی می نگرد به طوری که بخش بزرگی ازآن با واژه ی حجاب – به عنوان امری دینی – هم پوشانی دارد، آن چه به عنوان پوشش مردم به ویژه در مورد زنان جامعه ی ما مورد استفاده قرار می گیرد ،از مناظرگوناگونی قابل بررسی است.اما نکته ی قابل بررسی دراین نوشته آن بخش ازحوزه لباس زنان است که درخیابان ها وگذرگاه های عمومی استفاده بیشتری می شود.
افراد،سازمان ها و نهادهای مختلفی از مناظر متفاوت به موضوع لباس زنان پرداخته اند،امادراین جا برخلاف سایر تحقیقات که مساله را از سوی دیگرمی نگرند وامر دینی وقدسی حجاب را معیار پژوهش خویش قرار می دهند،سعی شده با نزدیک شدن به نگرش زنان،علت تنوع پوشش آنان بررسی شود.

اهمیت و ضرورت
لباس از وسایل مادی است که همواره با آدمی وجود داشته ودر دوران مختلف باستانی وتاریخی اشکال متفاوت ومتنوعی به خود گرفته اما هیچ گاه بشر بدون آن زندگی نکرده و بدون داشتن شکلی از آن وارد عرصه های مختلف اجتماعی اعم از رسمی وغیر رسمی نشده است.
به علاوه آن که لباس،«از راه مجموعه ای از علایم مادی ،یک نظام ارتباطی فرهنگی درمیان مردم جامعه باز می کند.» (بلوکباشی،۱۷:۱۳۸۳) لذا جای مطالعه ی آن را در علوم اجتماعی باز است و«رمزگشایی از از این علایم ودریافت معانی ومفاهیم زبان علایم درهرگروه اجتماعی وجامعه مستلزم درک رفتارهای اجتماعی وفرهنگی مردم آن گروه وجامعه وشناخت نظام های دینی – عقیدتی واعمال جادویی – تابویی وباورهایی است که پوشاک ارزش های نمادین خود را از آن ها گرفته اند.»(همان)
درجامعه شهری اوضاع متفاوت است. به ویژه زنان شهری به سبب دوربودن ازفضاهای سنتی وقیود فرهنگی جوامع غیرشهری وداشتن توان بالاترخرید لباس به سمت تنوع وتفنن درانتخاب ،خریدو وپوشش لباس رفته اند.اما این مساله بدان معنا نیست که البسه ی زنان جوامع شهری مانند تهران،دارای کارکرد نمادین وارزشی نبوده وصرفا به سبب تفریح ولذت استفاده می شود،زیرا گذشته از کارکردهای ابتدایی لباس مانند حفاظت وپوشش ،عناصری مانند رنگ،مدل،تبعیت ازمدو… به کمک آن ها آمده تا بار ارزشی و نمادین دیگری را ایجاد کند که درک آن فضا مستلزم شناخت ارزش ایدئولوژیکی،تاریخی ومذهبی تک تک عناصر مجموع ترکیبات پوششی لباس زنان است.
درکشور ما موضوع لباس زنان به عنوان نیمی از جمعیت جامعه که حفظ عفت و خویشتن داری آنان از مسائل اجتماعی ودینی بوده وپس از بحث های مربوط به غرب گرایی دوران قاجاروتغییرفرهنگی دوران پهلوی و گسترش ارتباطات وبازشدن مرزها ی فرهنگی و ورود ماهواره واینترنت در دوران جمهوری اسلامی به دلایل مختلف ازمباحث مهم شده است.
اگرچه آهنگ این اهمیت ثابت نبوده اما همواره وجود داشته وهمراهی آن با بحث ارزشی حجاب که به عنوان شاخص تشخیص جوامع اسلامی مطرح است، امری ضروری و دینی تلقی شده و برحساسیت های موضوع افزوده است.
نکته ی دیگر،اهمیت مساله برای بخش ایدئولوژیک قدرت در سه دهه ی اخیر بوده وآن را واداشته تا ازتوان اجرایی خود برای برخورد درطول این سالیان با افرادی که حجاب را طبق موازین ومعیار های حکومتی رعایت نمی کنند،داشته باشد.این برخوردها با توجه به نوع،شدت ونحوه ی آن همواره از موضوعات مهم روزمره ی مردم بوده وتقریبا هیچ گاه جامعه از وجود بحث های آن خالی نبوده تاجایی که نگرش ونحوه ی برخورد با آن ،همواره از مواردی بوده که ازکاندیداهای ریاست جمهوری،مجلس شورای اسلامی و… توسط رای دهندگان پرسش می شود.
افراد،سازمان ها و نهادهای مختلفی از مناظر متفاوت به موضوع لباس زنان پرداخته اند،امادراین جا برخلاف سایر تحقیقات که مساله را از سوی دیگرمی نگرند وامر دینی وقدسی حجاب را معیار پژوهش خویش قرار می دهند،سعی شده با نزدیک شدن به نگرش زنان،علت گریزآنان از پوشش متداول دولتی ومذهبی درک شود.
البته گفته شد که تحقیقات ومکتوبات فراوانی در این زمینه تاکنون نگاشته شده اما همان طور که در بخش ادبیات تحقیق نیز آمده ،پژوهش های انسان شناسی دراین زمینه محدود به مطالعات مردم شناسی ومردم نگاری بوده است.اگرچه به لحاظ کمی تعداد آن هازیاد است اما جای خالی تحلیل های انسان شناسی دراین باره هم چنان به چشم می خورد.

فهرست مطالب
چکیده وواژگان کلیدی
فصل اول: کلیات
مقدمه
طرح مساله
ضرورت واهمیت پژوهش
اهداف پژوهش – سئوالات
میدان تحقیق
مبانی نظری
نظریه پژوهش
روش شناختی
مشکلات پژوهش
ادبیات پژوهش
فصل دوم : پیشینه ی لباس زنان – عوامل و تغییر وتحولات در بعد زمان
مقدمه
الف- اندیشه ی حاکم بر پوشش زنان
الف-۱- مفهوم تجدد طلبی
الف-۲- تجدد طلبی درایران – عصر قاجار
الف- ۳- ادامه ی جریان تجدد طلبی درایران – پهلوی اول
الف-۳-۱- – اتحاد شکل البسه وتبدیل کلاه
الف- ۳-۲ – کشف حجاب زنان
الف-۳-۳- اقدامات مکمل رضاشاه برای پیشبرد اهداف کشف حجاب
الف – ۳-۳-۱ – اقدامات تبلیغی
الف – ۳-۳-۲ – اقدامات بازدارنده
الف-۴ – اندیشه حاکم برپوشش زنان در دوره پهلوی دوم
الف-۵ – اندیشه حاکم برپوشش زنان در جمهوری اسلامی
ب – شکل لباس زنان در تاریخ معاصر
ب-۱- قاجار
ب-۱-۱ قاجار قبل از تجدد
ب- ۱- ۲- قاجار بعد از تجدد
ب -۲ – پهلوی
ب-۲-۱- پهلوی اول
ب- ۲-۲- پهلوی دوم
ج- جمهوری اسلامی
فصل سوم : رویکردهای موجود به پوشش زنان- دین و فمینیسم
رویکرد دین به پوشش زنان
مقدمه
الف – قرآن
ب- دیدگاه فقهی مراجع شیعی
ج- دایره محارم در اسلام
رویکرد فمینیسم به پوشش زنان
فصل چهارم: مدل پیشنهادی ونتیجه گیری
۱- مطالعات توصیفی
۲- گونه شناسی لباس زنان در خیابان – مدل های پیشنهادی
الف- تیپ های زنان در خیابان با توجه به ترکیب پوششی آنان
ب- اشکال عناصر تشکیل دهنده ی پوشش زنان
ج- گونه شناسی ترکیب های ممکن به تفکیک مانتو،شلوار،مقنعه
۳- نتیجه گیری
الف – تنوع وگستردگی مدل های متفاوت لباس در میان زنان چگونه است؟
ب- زنان چگونه پوشش خاصی را انتخاب می کنند؟
واژه نامه
منابع
ضمائم


قیمت : 5000 تومان

[ بلافاصله بعد از پرداخت لینک دانلود فعال می شود ]








تبلیغات