كتاب و كتابخواني در زندگي امروز ما

صفحه اصلی آرشیو راهنمای خرید پرسش و پاسخ درباره ما پشتیبانی تبلیغات تماس با ما

صفحه نخست  » دانلود رایگان  »  كتاب و كتابخواني در زندگي امروز ما

كتاب و كتابخواني در زندگي امروز ما


دانلود تحقیق و مقاله رایگان با عنوان كتاب و كتابخواني در زندگي امروز ما

كتاب و كتابخواني در زندگي امروز ما-2
بي ميلي ملي به كتابخواني

اكثر مردم دل و دماغ و حوصله كتاب خواندن ندارند، مردم، امروز آنقدر گرفتار امور اوليه زندگي و معيشت هستند كه ديگر فرصتي براي مطالعه و خواندن كتاب ندارند. اكثر مردان ايراني براي كسب درآمد و تامين نيازهاي مادي خود تا ديرموقع سركار هستند و وقتي كه شب به خانه برمي گردند، نه تنها حوصله كتابخواني ندارند، كه از پهن بودن دفتر و كتاب فرزندان خود كه به اجبار مدرسه مشغول درس خواندن هستند هم ناراحت مي شوند. مادران هم به دلايل ديگر با خواندن كتاب بيگانه اند. طبيعي است كه حاصل اين وضع، موجب عدم گرايش و ميل فرزندان به كتابخواني نيز خواهد شد.
اين بخشي از صحبت رضا احمدي كارمند بانك ملي درباره جايگاه كتابخواني در جامعه ماست. وي مي افزايد: «فرهنگ كتابخواني در يك شرايط مناسب و خاصي رشد مي كند و شرايط اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جامعه ما براي رشد فرهنگ كتابخواني مهيا نيست.»
كتابخواني و مطالعه كتاب يعني چه؟ آيا منظور از كتابخواني مطالعه درسي دانش آموزان، دانشجويان، هنرجويان و… است يا منظور از كتابخواني مطالعه آزاد و غيراجباري كتابهاي گوناگون غيردرسي توسط اكثر مردم مي باشد؟ به گفته كارشناسان و متخصصان رشته كتابداري و اطلاع رساني وقتي صحبت از مطالعه كتاب و كتاب خواني در جامعه مي شود، منظور ميزان علاقه و گرايشي است كه مردم به طور آزاد و با رغبت به مطالعه كتاب دارند و منظور از كتابخواني و مطالعه كتابهاي درسي و آموزشي نيست و نمي توان با ميزان كتابهاي علمي و آموزشي چاپ شده آن را سنجيد.
آنها مي گويند: در جامعه ما، همه شواهد بيانگر اين نكته است كه اكثر مردم به دلايل گوناگون علاقه اي به مطالعه آزاد كتاب هاي غيردرسي ندارند و تعداد افرادي كه در جامعه ما حتي در سال يك كتاب غيردرسي مطالعه مي كنند، بسيار پايين است و خيلي از افراد جامعه حتي در طول عمر خويش شايد به تعداد انگشتان دست خود هم كتاب نمي خوانند.
گفت وگو با مردم
نظر مردم درباره سطح مطالعه و كتابخواني در جامعه چيست؟ به منظور آگاهي از نظرات مردم در اين زمينه، سري به خيابان انقلاب، حدفاصل دانشگاه تهران كه محل تجمع اكثر كتاب فروشي ها است مي زنيم. اين محل معمولا محل تردد افرادي است كه به نحوي با كتاب، نشر و مطالعه سروكار دارند. در پياده رو مقابل دانشگاه، به طرف جواني مي رويم كه در پشت ويترين يكي از كتابفروشي ها غرق تماشاي كتابهايي است كه در ويترين چيده شده است، به همراه عكاس به سمت او مي رويم و درباره وضعيت كتابخواني در جامعه ايران از او سؤال مي كنيم. وي خود را امين محمدي دانشجوي سال سوم رشته علوم اجتماعي دانشگاه تهران معرفي مي كند و مي گويد: «در حال حاضر در كشور ما ميزان كتابخواني در بين مردم به شدت افت كرده است، زيرا آن قدر مردم گرفتار زندگي و معيشت خود هستند كه اساساً نه فرصت كتابخواني دارند و نه حال و حوصله آن را.»
امين محمدي مي افزايد:«اكنون فقط دانشجويان يا دانش آموزان و معلمان و اساتيد دانشگاه هستند كه به دليل موقعيت كاري خود مجبور هستند كتاب بخوانند و اگر موقعيت اجباري نبود آن ها هم كتاب نمي خواندند، چون شرايط اقتصادي و اجتماعي جامعه براي كتابخواني فراهم نيست. شما مي توانيد در خيابان، اتوبوس، تاكسي، مترو و خانواده هاي نزديكان خود دقت كنيد ببينيد چند نفر از مردم دغدغه كتابخواني و مطالعه دارند، اكثر روزها كه من از خانه تا دانشگاه با اتوبوس واحد رفت وآمد مي كنم، مي بينم كه مسافران در اتوبوس خسته و خواب آلود هستند و شايد يك مورد هم نتوان كسي را در اتوبوس ديد كه مشغول خواندن يك كتاب باشد.»
اين دانشجو در ادامه مي گويد:«در جوامعي كه كتابخواني نهادينه شده است اكثر مردم در مسيرهاي رفت وآمد خود كتاب در دست دارند و با فراهم شدن كوتاه ترين فرصت، كتاب خود را باز مي كنند و مشغول مطالعه مي شوند، در صورتي كه مردم ما در اولين فرصت ترجيح مي دهند كه يك چرت بزنند چون زندگي و معيشت در جامعه ما خيلي سخت شده است. چند كاره بودن، داشتن دغدغه هاي مختلف اقتصادي و اجتماعي، ملموس نبودن نتيجه و اثرات مطالعه و كتابخواني در زندگي مردم و… همه باعث مي شود كه مردم به كتابخواني علاقه اي نشان ندهند.
اين دانشجو را رها مي كنيم و به سراغ شخص ديگري مي رويم تا از او درباره موقعيت كتابخواني در جامعه سؤال كنيم. خانم مهناز رفيعي شخص ديگري است كه با او صحبت مي كنيم. وي خود را دبير يكي از دبيرستانهاي تهران معرفي مي كند و مي گويد براي خريد چند كتاب كمك درسي به كتابفروشي هاي جلو دانشگاه تهران مراجعه كرده است.
خانم رفيعي درباره جايگاه فعلي كتابخواني در بين مردم مي گويد: «من به دليل موقعيت كاري خودم با تعداد زيادي از خانواده ها آشنا هستم و مي توانم به جرات بگويم كه در اكثر خانواده ها بحث كتاب و كتابخواني منتفي است و حتي دانش آموزان هم نسبت به خواندن كتابهاي درسي خود رغبت نشان نمي دهند، چون فضاي خانه و جامعه، فضاي مناسبي براي مطالعه و كتابخواني نيست. در اكثر خانه ها، پدرخسته از سركار برمي گردد و اگر وقتي داشته باشد، به دليل خستگي ترجيح مي دهد كه خود را با تلويزيون سرگرم كند و حوصله خواندن كتاب وحتي روزنامه را هم ندارد و مادر هم وضع بهتري از پدر ندارد، طبيعي است فرزندان اين نوع خانواده ها هم علاقه و گرايشي به خواندن و مطالعه كتاب پيدا نمي كنند.»
خانم مهناز رفيعي در ادامه مي افزايد: «اگر ما بخواهيم فرهنگ مطالعه و كتابخواني را در جامعه گسترش دهيم، بايد دغدغه هاي معيشتي جامعه را كم كنيم و شرايطي در جامعه حاكم كنيم كه مردم احساس كنند كه اگر با كتاب و كتابخواني فاصله بگيرند، ضرر مي كنند، در صورتي كه در جامعه ما عكس اين موضوع صادق است، يعني ما شرايطي را فراهم كرده ايم كه مردم احساس مي كنند كساني كه اهل مطالعه، كتابخواني و علم و دانش هستند، در زندگي ضرر كرده اند، چون عملاً مي بينند كه فرهنگيان، دانشگاهيان و تحصيل كرده هاي جامعه در زندگي خود با مشكلات زيادي روبرو هستند.
يك متخصص كتابداري: مردم به كتابخواني رغبت و گرايشي ندارند
دكتر عباس حري استاد رشته كتابداري و اطلاع رساني و معاون پژوهشي دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران است. او داراي 17 سال سابقه آموزشي در وزارت آموزش و پرورش و چندين سال سابقه فعاليت هاي آموزشي و پژوهشي در دانشگاه تهران است. وي فعاليت آموزشي خود را از دورترين روستاهاي ايران شروع كرده تا به دانشگاه تهران رسيده است. او در هر مدرسه اي كه تدريس مي كرده و معلم بوده، حتي در حد فضاي يك زيرپله، كتابخانه ايجاد مي كرده است. چون به گفته او نقش كتابخانه در رشد علمي آموزشي و فرهنگي جامعه بسيار تعيين كننده و موثر است.
دكتر حري درباره جايگاه مطالعه كتاب و كتابخواني در زندگي امروز مردم ايران مي گويد: «در يك بيان ساده، جامعه ما چندان گرايشي به مطالعه ندارد و نبود ميل به مطالعه در تيراژ كتابها و در ميزان و نوع مراجعه به كتابخانه ها منعكس است و وضع موجود اساساً با پيشينه و گذشته فرهنگي ما سازگار نيست.»
وي مي افزايد: «آمارهاي پراكنده و تحقيقاتي كه در دوره راهنمايي، متوسطه و تعداد اندكي از كتابخانه هاي عمومي انجام شده بيانگر اين نكته است.»
عوامل كاهش گرايش عمومي
به كتابخواني
دكتر عباس حري در ادامه در پاسخ به اين سؤال كه چه عواملي موجب عدم گرايش و علاقه مردم به كتابخواني است مي گويد: «هنوز يك مطالعه جامع و كامل در اين زمينه در كشور انجام نشده است، اما مي شود براساس مشاهدات عيني، عوامل و موانع آنها را شناسايي كرد و نسبت به رفع عوامل و موانع بازدارنده كوشيد.»
وي مي افزايد: «از آنجايي كه كتابخواني محصول يك حركت اجتماعي است و در اين حركت اجتماعي نهادهايي دخيل هستند، مي شود گفت: نهادهاي تصميم ساز و تصميم گيرنده زيادي هستند كه در اين زمينه سهم دارند و نقش ايفا مي كنند. اين نهادها شامل نهاد خانواده، نظام آموزشي، نظام توليد و ترويج و استفاده از منابع و متون كتاب مي شود كه هر كدام از اينها مسئوليت و وظيفه متفاوت و خاصي دارند.»
نقش خانواده در كتابخواني
دكتر حري درباره عوامل عدم گرايش به كتابخواني در جامعه، ابتدا به نقش خانواده اشاره مي كند و مي گويد: خانواده متشكل از پدر و مادر و فرزندان و عوامل دروني است. عواملي در درون خانواده وجود دارد كه مي توانند در اين زمينه موثر و كارساز باشند از جمله تمايل پدر و مادر به مطالعه و رسانه هايي كه شديداً در خانواده نفوذ دارند، نوع شغل و ميزان حضور والدين، امكانات رفاهي و اقتصادي در خانواده، چند شغلي بودن والدين و نظام آموزشي كه فرزند خانواده را مكلف به برخي از وظايف آموزشي مي كند در اين زمينه كه خانواده به مطالعه گرايش داشته باشند يا نه، بسيار مؤثر است.
دكتر حري مي افزايد: «آنچه در خانواده رخ مي دهد محصول اتفاقاتي است كه در بيرون رخ مي دهد. از جمله تا چه حد زندگي اقتصادي مردم مشخص و مناسب است براي اينكه بتوانند اوقاتي را به عنوان اوقات فراغت براي خود داشته باشند. زماني كه بحث كتابخواني مي كنيم طبيعي است كه بايد فرصت استفاده كتاب موجود باشد، پدر و يا مادر و يا والديني كه اساساً تمام تلاششان براي اين است كه حداقل امور زندگي را فراهم كنند قطعاً ناگزير هستند كمبود درآمد خود را با كار اضافي جبران كنند و آن هم در زماني وراي زمان اداري كه در آن شاغل هستند. بنابراين در خانواده اي از اين نوع، صحبت از اوقات فراغت كردن كمي غيرمنصفانه است. وقتي افراد با خستگي عصبي و ذهني در محيط خانواده بعد از كارهاي فراوان دور هم جمع مي شوند، بيشتر دنبال رسانه ها و برنامه هايي مي روند كه چندان نيازي به تفكر نداشته باشد. تا وقت آنها با نوعي سرگرمي پر شود و از اين طريق بتوانند خستگي كار روزانه را رفع كنند. اين را مي شود در گرايش افراد به برنامه هاي رسانه هايي مانند تلويزيون رديابي كرد. بنابراين اگرچه خانواده نقش بسيار اساسي در ايجا رغبت به مطالعه و كتابخواني دارد ولي چون شرايط مساعدي ندارد، نمي تواند به طور جدي در كتابخواني بچه ها نقش ايفا كند.»
معاون پژوهشي دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران در ادامه به نقش محيط فيزيكي خانه و نقش آن در ايجاد علاقه به كتابخواني اشاره مي كند و مي گويد: «در خانواده اي كه محيط خانه بسيار محدود و تعداد اعضاي خانواده زياد است طبيعي است كه تراكم جمعيت در خانواده سبب مي شود آرامش خاطري كه لازمه مراجعه به كتاب است فراهم نشود. تعداد زياد اعضاي خانواده، مساوي با تعداد سليقه هاي گوناگوني است كه وجود دارد، در خانواده هاي پرجمعيت گاه براي اينكه كدام كانال تلويزيون را بگيرند اختلاف نظر پيدا مي شود. چون سليقه هايشان متفاوت است، ممكن است پسر خانه برنامه فوتبال را بخواهد و دختر يك برنامه عاطفي تلويزيون را بخواهد. بنابراين در اين شرايط مشكل براي كتابخواني در اين نوع خانواده ها دوچندان مي شود.
كتابخانه يا قرائت خانه
به گفته دكتر حري، بررسي كه به طور تجربي در كتابخانه هاي عمومي و در شهرستانها و مراكز پرجمعيت شده است، نشان مي دهد بيشتر مراجعان كتابخانه هاي عمومي جوانان و نوجواناني هستند كه از محيط كتابخانه به عنوان قرائت خانه و براي انجام تكاليف مدرسه استفاده مي كنند و درنتيجه نقش كتابخانه عمومي در اينجا ناديده گرفته مي شود و حضور جوانان و نوجوانان در اين كتابخانه ها نه به دليل گرايش مطالعه و مراجعه به كتابخانه عمومي براي مطالعه است بلكه براي استفاده از فضايي است كه آرام است و مي توانند تكاليف مدرسه خود را انجام دهند كه اين فضا در خانواده ميسر نيست. همين واكنش جوانان و نوجوانان نشان مي دهد كه محيط برخي از خانواده ها حتي براي انجام تكاليف آموزشي به دليل كوچك بودن محيط خانه يا زياد بودن تعداد اعضاي خانواده و يا جمع اينها مساعد نيست و طبيعي است كه در چنين خانواده هايي گرايش به كتاب و كتابخواني رشد پيدا نمي كند.

كتاب و كتابخواني در زندگي امروز ما- بخش پاياني
توسعه فرهنگ كتابخواني با سخنراني و نصيحت

گزارشگر: نصرالله دادار
كتاب و كتابخواني سنگ بناي توسعه و رشد تمدنهاست. اين نكته اي است كه مسئولان كشور بخصوص مسئولان فرهنگي و اجتماعي جامعه بارها به آن اشاره كرده اند. در كنار اين واقعيت، يك واقعيت ديگر وجود دارد كه با وجود آنكه از اين نوع حرفها در كشور ما زياد زده مي شود، اما عملاً كتابخواني جايگاه رفيع و بلند خود را در جامعه پيدا نكرده است. اين واقعيت بيانگر يك نكته اساسي است و آن اينكه با سخنراني و حرف زدن و شعار دادن هيچ كاري به نتيجه نمي رسد، مگر اينكه شرايط لازم در جامعه براي تحقق آن كار فراهم شود. بنابراين بايد در كنار حرفهاي قشنگ و زيباي فرهنگي تلاش كرد كه زمينه ها و شرايط لازم براي رشد و شكوفايي كتاب و كتابخواني و نهادينه كردن آن در جامعه فراهم شود.
چگونه مي توان كتاب و كتابخواني را در جامعه توسعه و گسترش داد؟ چرا با وجود تلاش هاي گوناگون و اختصاص بودجه هاي مختلف براي توسعه كتابخواني در كشور، هنوز آن طور كه بايد و شايد، كتابخواني در جامعه نهادينه نشده است.
نظر مردم و كارشناسان فرهنگي
در اين زمينه چيست؟
به گفته متخصصان كتابداري، اگر مسئولان فرهنگي كشور واقعاً بخواهند كه فرهنگ كتاب و كتابخواني را در جامعه گسترش دهند، دو كار اساسي بايد انجام دهند: اول اين كه يك مطالعه و تحقيق جامع درباره وضعيت كتابخواني در ايران انجام دهند و عوامل عدم توسعه كتابخواني در جامعه را بررسي و تعيين كنند. دوم اينكه پس از انجام اين مطالعه جامع يك طرح ملي با همكاري و متخصصان كتابداري براي توسعه فرهنگ كتابخواني در جامعه طراحي و شرايط لازم و كافي را براي اجراي آن فراهم سازند.
متخصصان فرهنگي مي گويند: بدون مطالعه، تحقيق وبرنامه ريزي اصولي، فرهنگ كتاب و كتابخواني در جامع رونق پيدا نمي كند، زيرا كتابخواني در جامعه ما با موانع و مشكلات متعددي روبرو است، در گزارش هاي قبلي به بخشي از اين موانع اشاره شد.
كتابخانه هاي مدارس
يكي ديگر از موانع توسعه فرهنگ كتابخواني، وضعيت كتابخانه هاي مدارس است. به گفته مسعود بهرامي دبير يكي از دبيرستانهاي تهران، اكثر كتابخانه هاي مدارس در فضايي كوچك، تنگ و تاريك قرار دارد و كتابهاي موجود در آن ها بسيار قديمي و كهنه و غيرجذاب براي دانش آموزان است. وي مي گويد: «نداشتن كتابدار يكي ديگر از مشكلات كتابخانه هاي مدارس است. اين امر موجب مي شود كه گاه روزها سپري مي شود و در كتابخانه برخي از مدارس باز نمي شود.» به گفته دكتر عباس حري استاد دانشگاه تهران، در حال حاضر بود و نبود كتابخانه هاي مدارس براي معلمان و دانش آموزان فرقي ندارد، زيرا دانش آموزان و معلمان به وجود اين كتابخانه ها احساس نياز نمي كنند. در صورتي كه دانش آموزان به يك توپ ورزشي در مدرسه خيلي بيشتر ازكتابخانه احساس نياز مي كنند و اين نشان مي دهد كه كتابخانه در مدارس كشور نهادينه نشده است، به عبارت ديگر، ورزش در مدارس جايگاه مشخصي دارد و نهادينه شده، در صورتي كه كتابخانه چنين جايگاهي در مدارس ندارد.
5 هزار مدرسه كتابخانه ندارند
به گفته مرتضي حاجي وزير آموزش و پرورش اكنون حدود 5 تا 6 هزار مدرسه در كشور بدون كتابخانه هستند كه براي رفع اين اشكال، ساخت سالن هاي چند منظوره، تعمير نمازخانه ها و تجهيز آنها به ميزهاي مطالعه تاشو درنظر گرفته شده است.
اظهارات وزير آموزش و پرورش نشان مي دهد كه كتاب و كتابخواني نقش كليدي مانند كتابهاي درسي در آموزش و پرورش ندارد و به همين دليل است كه اگر 5 تا 6 هزار مدرسه كشور هم فاقد كتابخانه باشند، هيچ نگراني براي مديران ارشد آموزش و پرورش ايجاد نمي كند.
علي فريدوني دانش آموز سال دوم يكي از دبيرستانهاي منطقه 19 تهران مي گويد: «كتابخانه مدرسه ما يك فضاي بسيار كوچكي دارد كه هيچ كس نمي تواند در آنجا به مطالعه مشغول شود و اكثر روزها بسته است.»
وي مي افزايد: «بيشتر كتابهاي كتابخانه مدرسه ما قديمي و كهنه است كه بچه ها هيچ رغبتي به خواندن آن ندارند و بچه ها را به كتابخواني تشويق نمي كند.»
علي فريدوني در ادامه با بيان اين نكته كه بالابودن حجم كتابهاي درسي در مدرسه يكي از موانع مطالعه كتابهاي درسي بين دانش آموزان است، مي گويد: دانش آموزان مدارس كشور دو گروه هستند، يك گروه اساساً به مطالعه و درس خواندن هيچ علاقه اي ندارند و از همه كتاب ها فراري هستند. گروه دوم كساني هستند كه از كتاب خوششان مي آيد و اهل مطالعه مي باشند كه اينها هم به دليل زياد بودن مطالب كتابهاي درسي و تكاليف مدرسه فرصت پيدا نمي كنند كتابهاي غيردرسي مطالعه كنند. بنابراين يكي از موانع اصلي كتابخواني در مدارس، حجم زياد مطالب درسي است.»
كنكور سراسري دانشگاه ها
كنكور سراسري دانشگاه ها يكي ديگر از عواملي است كه كارشناسان فرهنگي به عنوان مانع مطالعه كتابهاي غيردرسي در بين دانش آموزان مطرح مي سازند. اين كارشناسان مي گويند: «درحال حاضر هدف اصلي دانش آموزان و خانواده ها موفقيت در كنكور سراسري است و همين امر موجب مي شود كه دانش آموزان به فكر هيچ كتابي جز كتاب درسي نباشند.» كارشناسان معتقدند آموزش و پرورش نوين در دنيا به سمت آموزش مهارت هاي اجتماعي و زندگي به دانش آموز پيش مي رود و آزمون سراسري دانشگاه هاي كشور ما در اين راستا حركت نمي كند.
محمد صادق عزيزي مديرعامل انتشارات مدرسه در اين رابطه مي گويد: آزمون هاي سراسري دانشگاه ها نرخ مطالعه كتابهاي غيردرسي دانش آموزان را كاهش داده است.
وي با اشاره به اينكه آمار دقيقي از سرانه مطالعه كتابهاي غيردرسي در بين دانش آموزان ايران وجود ندارد، مي افزايد: «براي بالا بردن سرانه مطالعه در كشور بايد زمينه هاي آن فراهم شود و براي مثال مي تواند مطالعه كتابهاي غيردرسي را به عنوان يكي از شرايط پذيرش آزمون سراسري اعلام كرد.»
عزيزي در ادامه مي گويد: «براي افزايش نرخ مطالعه در جامعه بايد همه نهادهاي آموزشي كشور از جمله آموزش و پرورش، وزارت علوم، تحقيقات و فناوري و رسانه هاي ملي مانند صدا و سيما تلاش كنند.»
مديرعامل انتشارات مدرسه، يكي ديگر از عوامل نرخ پايين مطالعه در ميان دانش آموزان ايراني را ناشي از نهادينه نشدن فرهنگ مطالعه در كشور ذكر مي كند و مي گويد: «براي بالا بردن نرخ مطالعه دانش آموزان بايد از كودكي بين كودك و كتاب ارتباط و انس برقرار شود و از سوي ديگر خانواده ها نيز بايد با كتاب آشتي كنند.»
وي مي افزايد: «مطالعه كتاب در جامعه ما به يك امر گسترده و عمومي مبدل نشده و كمبود وقت و فرصت و مسائل اقتصادي در مطالعه كتاب تأثير زيادي ندارد.»
رواج كتاب هاي زرد در بين جوانان و نوجوانان
نكته جالب توجه اي كه امروز عليرغم توسعه نيافتگي فرهنگ كتابخواني در جامعه به چشم مي خورد، توزيع كتابهاي به اصطلاح زرد غيراخلاقي است كه در دست گروهي از دختران و پسران جوان و نوجوان كشور دادوستد مي شود.
به گفته مدير يكي از دبيرستان هاي تهران، در شرايطي كه عده اي از دانش آموزان از كتابهاي غيردرسي و حتي درس فراري هستند، توزيع برخي از كتابهاي غيراخلاقي، مبتذل و تحريك كننده جنسي در ميان جوانان عجيب به نظر مي رسد.
اين مدير مي گويد: «بعضي اوقات ما مي بينيم برخي از دانش آموزان به طور مخفيانه كتابهايي را با همديگر رد و بدل مي كنند كه حاوي مطالب بسيار زشت و غيراخلاقي و تحريك كننده جنسي است و جالبتر اينكه اين كتابها در داخل كشور هم چاپ مي شود و واقعاً انسان را به تعجب وامي دارد كه اين كتاب ها از كجا و چگونه به دست اين دانش آموزان مي رسد و آنها را تشويق به خواندن و مطالعه آنها مي كنند.»
رسالت صدا و سيما
يكي از نكاتي كه برخي از متخصصان امور كتاب و كتابخواني براي توسعه فرهنگ كتابخواني در جامعه به آن اشاره مي كند، تبليغ كتابخواني از سوي صدا و سيماي جمهوري اسلامي است.
متخصصان مي گويند: صدا و سيما نقش بسيار مهمي در افكار عمومي دارد و مي تواند با برنامه ريزي، زمينه هاي فرهنگ كتابخواني را در جامعه فراهم سازد.
به گفته حسن اميدي كارشناس ارشد علوم اجتماعي دانشگاه تهران، صدا و سيما مي تواند با تهيه فيلم، مصاحبه، گزارش ميزگردهاي دائمي و معرفي كتاب هاي جديد نقش مؤثري در توسعه فرهنگ كتابخواني در جامعه ايفا كند. وي مي افزايد: «براي نمونه صدا و سيما مي تواند هرشب و يا حداقل هفته اي يك بار قبل از يكي از برنامه هاي پربيننده خود، كتاب هاي جديدي كه درآن روز يا هفته منتشر شده را بدون اخذ وجه از ناشران و مؤلفان، معرفي كند و اين گام بزرگي درجهت تشويق مردم به كتابخواني است.»
طرح ملي كتابخواني در آموزش و پرورش
اخيراً از سوي يكي از كارشناسان سازمان آموزش و پرورش شهر تهران به منظور آشنايي و ايجاد انس وعلاقه دانش آموزان با كتاب و گسترش فرهنگ كتابخواني، طرحي با عنوان «طرح ملي كتابخواني در آموزش و آموزش» و با نام آشتي و آشنايي با كتاب تهيه شده است كه اجراي صحيح آن در مدارس كشور مي تواند تا حدود زيادي فرهنگ كتابخواني را در دانش آموزان تقويت كند. البته اين طرح به دبير شوراي عالي آموزش و پروش نيز ارائه شده است.
تهيه كننده اين طرح مجيد خرقانيان معاون پژوهشي، برنامه ريزي و منابع انساني سازمان آموزش و پرورش شهر تهران و كارشناس ارشد مديريت آموزشي است كه درباره اين طرح باوي به گفت وگو مي نشينيم.
مجيد خرقانيان مي گويد: «هدف اين طرح، توسعه فرهنگ كتابخواني در بين دانش آموزان، حل مشكل كتابدار و كتابخانه د رمدارس ابتدايي و راهنمايي، استفاده مناسب از مشاركت والدين و دانش آموزان در امر كتابخواني، مسئوليت پذير كردن معلمان و مديران در امر توسعه كتابخواني، ايجاد روحيه عادت به مطالعه مستمر، نهادينه كردن فرهنگ كتابخواني در جامعه، فراهم آوردن زمينه مناسب براي توسعه بازار چاپ و نشر كتاب هاي مفيد، ايجاد فضاي مناسب براي حضور علاقه مندان و دست اندركاران د رعرصه عالم نويسندگي و ايجاد بازار رقابت براي بخش خصوصي در عرضه كتاب هاي مناسب و با كيفيت مي باشد.
معاون پژوهش، برنامه ريزي و منابع انساني سازمان آموزش وپرورش شهر تهران در ادامه ضمن توضيح كامل اين طرح مي گويد: اين طرح به اين صورت است كه كميته اي از ناشران، مؤلفين و صاحبنظران كتاب كودك و نوجوان تشكيل مي گردد و براي هر پايه تحصيلي حدود 50عنوان كتاب مفيد انتخاب، معرفي و توسط ناشرين تهيه و قبل از موعد ثبت نام به طور اماني به آموزش و پرورش استانها تحويل مي شود.
هر دانش آموز در هنگام ثبت نام، يك عنوان كتاب از مدرسه خود خريداري و در طول سال تحصيلي با هدايت معلم يا مربي، كتاب خود را براساس جدول ماتريسي، هر هفته بين خود و ديگر همكلاسان تعويض مي كند. در نتيجه هر دانش آموز درحالي كه در سال تنها يك جلد كتاب خريداري نموده است، اين امكان را مي يابد تا به تعداد دانش آموزان كلاس خود كتاب مفيد مطالعه كند، اين طرح بجز پايه اول ابتدايي در كليه پايه هاي ابتدايي و راهنمايي قابل اجرا است.»
خرقانيان مي افزايد: «باتوجه به آمار سال81-80 كه آمار دانش آموزان ابتدايي و راهنمايي بجز پايه اول 11 ميليون نفر برآورد شده است، به نظر مي رسد كه اين طرح قادر است در همان سال اول 11ميليون دانش آموز را زير چتر مطالعه كتاب برده و اگر تعداد دانش آموزان يك كلاس را 35نفر محاسبه كنيم در سال 385ميليون جلد كتاب مطالعه و اگر هر جلد كتاب به مبلغ هزار تومان به فروش رفته و از اين مبلغ 800تومان متعلق به ناشر باشد، سرمايه اي معادل 8ميليارد و 800ميليون تومان به صنعت چاپ و نشر و تأليف تزريق و اگر براي هر جلد 200تومان تخفيف درنظر بگيريم، مبلغي معادل دو ميليارد و 200ميليون تومان به آموزش وپرورش هديه تا به عنوان جوايز، حق الزحمه، تقويت و توسعه كتابخانه هاي مدارس متوسطه مصرف گردد.
حال اگر دانش آموزي يك دوره هفت ساله با اين طرح همراه باشد حدود 245عنوان كتاب مطالعه نموده و سرمايه اي بسيار قابل توجه يعني حدود (61ميليارد تومان) به مصرف صنعت چاپ و نشر و تأليف رسيده و با دريافت تخفيفهاي موردنظر كتابخانه هاي مدارس متوسطه نيز توسعه پيدا خواهد كرد كه ضمن نهادينه شدن فرهنگ و عادت مطالعه در بين دانش آموزان، خانواده ها نيز با مطالعه كتاب به طور جدي درگيري عملي و فكري پيدا خواهند نمود.
در اين طرح امكان اين كه هر دانش آموز در سال دو جلد كتاب تهيه كرده و به اندازه دو برابر تعداد دانش آموزان كلاس خود كتاب مطالعه كند وجود دارد.
كتابهاي انتخاب شده مي تواند تا دو سال مورد مطالعه دانش آموزان قرار گرفته تا ضمن صرفه جويي فرصتي نيز براي ناشرين به وجود آيد تا به تأليف و انتشار كتابهاي مفيد و متناسب با شاخص ها و معيارهاي آموزش وپرورش بپردازند.
معاون پژوهش، برنامه ريزي و منابع انساني سازمان آموزش و پرورش شهر تهران در پايان از همه مسئولان بلندپايه آموزش وپرورش، دبيران، معلمان، كارشناسان، اتحاديه چاپ و نشر، انجمن تهيه و توزيع كتابهاي كودك و نوجوان كشور خواست كه ضمن مطالعه و بررسي اين طرح، زمينه اجرايي آن را فراهم سازند.
به گفته مجيد خرقانيان، اجراي اين طرح يك تحول اساسي در زيرساخت هاي آموزش وپرورش و گسترش فرهنگ كتابخواني در جامعه ايجاد خواهدكرد.








تبلیغات