بررسی روشهای حاکمیت شرکتی در کشورهای مختلف

صفحه اصلی آرشیو راهنمای خرید پرسش و پاسخ درباره ما پشتیبانی تبلیغات تماس با ما

صفحه نخست  » دانلود رایگان  »  بررسی روشهای حاکمیت شرکتی در کشورهای مختلف

بررسی روشهای حاکمیت شرکتی در کشورهای مختلف


دانلود تحقیق و مقاله رایگان با عنوان بررسی روشهای حاکمیت شرکتی در کشورهای مختلف
با نگاهی به شناسایی اقدامات مناسب حاکمیت شرکتی در هند
حاکمیت شرکتی ( CG ) با توجه به افزایش توجه به شرکت های بزرگ در سراسر جهان به دلایل مختلف ازجمله رسوایی شرکت های بزرگ ، افزایش نیاز به اعتماد ذینفعان به مدیریت شرکت های بزرگ ،همچنین نقش روز افزون شرکت های بزرگ در اقتصاد جهانی مورد توجه واقع شده است . هدف حاکمیت شرکتی گرد هم آوردن نیاز و به حداکثر رساندن ارزش بلند مدت سهامداران به طور مستمر با شیوه های کسب و کار اخلاقی است .پس حاکمیت شرکتی به جنبه های مختلف عملکرد سازمانی، و درهسته اصلی آن به حکمرانی خوب شرکت های بزرگ با استانداردهای اخلاقی بسیار بالایی اشاره دارد، که اغلب از طریق معیارهای عالی شرافت بوده وهمچنین نشان دهنده شفافیت و پاسخگویی بیشتر در فرآیند تصمیم گیری می باشد. جزئیات خاص و شیوه های حاکمیت شرکتی با توجه به تفاوت عملکرد مدیریت در نقاط مختلف جهان یکی از جنبه های مهم برای عملکرد شرکت ها در سراسر جهان بشمار می رود . این مقاله به بررسی نیاز به بهبود اداره امور شرکت ها در هند و روند جاری در اداره امور شرکت هادر نقاط مختلف جهان ، به ویژه ایالات متحده آمریکا و اروپا پرداخته وتاثیرحکمرانی خوب در ارزش بازار و عملکرد شرکت علاوه بر بررسی طرح های مختلف با هدف بهبود حاکمیت شرکتی در سراسر جهان ، با تمرکز بررهنمودهایCII در هند را بررسی می کند. همچنین با استفاده از رهنمودهای CII به بررسی شیوه های حاکمیت شرکتی در شرکتهای هندی بدون ارائه توصیه هایی در مورد چارچوبهای قانونی و داوطلبانه حاکمیت شرکتی بمنظور اطمینان از نظارت موثر شرکت های بزرگپرداخته است .

واژه های کلیدی:

کد های اخلاقی رفتاری ، شفافیت ، سهامداران ، مدیریت ریسک ، عملکرد مالی ، استانداردهای زیست محیطی ، کیفیت

مقدمه

هارست [1](2004) حاکمیت شرکتی را مجموعه ای از روشها و سیاستها تعریف کرده که از سوی سهامداران ، مدیران اجرایی و سایر مدیران به منظور مدیریت کردن و انجام مسئولیتهایشان در مقابل اعتباردهندگان و سایر ذینفعان مورد استفاده قرار می گیرد . کومار[2](2007) عضو CVC حاکمیت شرکتی را مجموعه ای از روشها ارزشمند تجاری و اخلاقی برای به حداکثر رساندن ارزش سهامداران با اطمیان از رعایت حقوق مشتریان و کارکنان و فروشندگان مواد و سرمایه گذاران و دولت و بطور کلی تمام جامعه تعریف کرده است . حاکمیت شرکتی سیستمی است که از طریق آن شرکتها اداره و مدیریت می شوند و همچنین بر نحوه هدف گذاری و رسیدن به اهداف مورد نظر ،ارزیابی ریسک ،نحوه دستیابی به عملکرد بهینه شرکت تاثیر می گذارد . بنابراین حاکمیت شرکتی برای جلب اعتماد و رضایت سرمایه گذاران لازم است. حاکمیت شرکتی در خصوص جنبه های اخلاقی تجارت و آنجه که حکمرانی خوب تلقی می شود با توجه به شرایط متغییر محیطی که رسیدن به یک مدل واحد را مشکل می کند بسیار مشکل می باشد. چرا که شفافیت ، صداقت و مسئولیت پذیری عناصر کلیدی حاکمیت شرکتی هر واحد تجاری محسوب می شود . کومار اصول اساسی حاکمیت را بشرح زیر بیان می کند :

1- تحکیم پایه های مدیریت و نظارت

2- ساختار هیئت مدیره به منظور ایجاد ارزش

3- ارتقاء اخلاق و مسئولیت پاسخگویی

4- حفظ یکپارچگی در گزارشگری مالی

5- افشاء بموقع و متوازن

6- احترام به حقوق سهامداران

7- تشخیص و مدیریت ریسک

8- تشویق به افزایش کارایی

9- پاداش منصفانه و مسئولانه

10- تشخیص منافع مشروع ذینفعان

11- رتبه بندی اجباری حاکمیت شرکتی برای شرکت های فهرست شده

در مورد بانک ها و شیوه های بانکی ، ” معاملات بانکی بر اساس اعتماد است .اگر سوء ظن وجود داشته و اعتماد آسیب دیده و یا از دست برود،در نتیجه بر اساس زیان مالی نمی توان خطر واقعی را اندازه گیری کرد. اعتماد پایه و اساس بانکداری ، برای قبول حکمرانی خوب است اگر چه اغراق آمیز است ولی ،حکمرانی خوب و شیوه های آن مترادف با بانکداری ، بانک ها و بانکداران است .

Cornford2 توصیف حاکمیت شرکتی را به عنوان نگرانی از ارتباط بین کسب و کار مدیریت و هیئت مدیره ،
سهامداران و وام دهندگان ، دیگر و ذینفعان آن از جمله کارکنان، مشتریان، تامین کنندگان و جامعه است . بنابراین حوزه حاکمیت شرکتی ،بسیار گسترده و شامل چارچوبی است که از طریق آن اهداف کسب و کار و راه دستیابی به آنها و همچنین صورت نظارت بر عملکرد تعیین می شود.

Cornford یک درس بزرگ از مورد انرون را خاطر نشان کرد، …… مانند دیگر ساختارهای اجتماعی، حاکمیت شرکتی و سیستم های مالی مستعد برای ابتلا به اثرات عیوب و خطوط گسل خواهد بود که محصول نوآوری مالی، ابتکار و خلاقیت انسان (نه الزاماٌ قانونی ) ، و دیگر تغییرات در آداب و رسوم و در زمینه های اجتماعی و اقتصادی است. نتایج ادامه پیدا می کند تا منعکس کننده بی پایان تلاش حکومتها ، بنگاه ها وسایر تنظیم کننده ، برای رسیدن به راه حل مشکلات مطرح شده از طریق تکامل حسابداری و دیگر شیوه های مالی …….. ” این نشان می دهد که تمرکز بر حاکمیت شرکتی برای یک مدت طولانی ادامه خواهد داشت . نیاز به حاکمیت شرکتی خوب چندین عامل که تعدادی از آنها در داخل سازمان و تعدادی مربوط به بیرون از سازمان است رشد پیدا کرده است . چاکرابارتی ، مگینسون و یاداو(2007)[3] به بررسی چگونگی حاکمیت شرکتی در هند براساس محیط اقتصادی هندوستان پرداخته اند. سال های قبل از این مطالعه ، هند موفقیت های بزرگی را از لحاظ اقتصادی تجربه کرد بازار سهام نیز در حال رشد مضاعف و تعداد معاملات در بورس ملی تبادل هند رو به افزایش بود تا جائیکه رتبه سوم جهانی NASDAQو NYSE را کسب کرد . قوانین هند که بر روی کاغذ از سرمایه گذاران بسیار عالی حمایت می کند، با مشکل مواجه گردید

مالکیت شرکت های بزرگ متمرکز باقی مانده است و مدل کسب و کار خانواده که مدل کسب و کار غالب است ( 60 ٪ از شرکت ها که شامل حدود 65 ٪ از کل سرمایه بازار بورس است ) قالب هرمی و موزون در میان گروه های کسب و کار درهند مشاهده می شود.

هنگامی که با حاکمیت شرکتی هندوستان با کشورهایی مانند برزیل ، چین یا روسیه ،مقایسه می گردد . هند در رتبه بالاتری از نظر سهولت در اخذ وام و اعتبار و همچنین رتبه بندی عملکرد سیستم بانکی است و دارای پایین ترین درصد از دارایی های غیر عملیاتی است .

در ارتباط با عوامل دیگر ، هند در رتبه 72 از 180 کشور از نظر فساد قرار دارد واین شاخص نشان دهنده یک چالش بزرگ می باشد . خط قرمز ها و مقررات از جمله عوامل بازدارنده اصلی برای کسب و کار و سرمایه گذاری خارجی در هند است. با وجود تنوع قابل توجهی در قوانین کار از نظر سهولت استخدام هندوستان به طور کلی در رتبه 85 و بالاتر از برزیل با رتبه ( 119 ) ، روسیه ( 101 ) و چین ( 86) قرار دارد. هند از نظر افشا و مسئولیت پاسخگویی عمومی دررتبه بالایی قرار گرفته است که این خود یک مزیت درخصوص مقررات کنترل بازارهای اوراق بهادار محسوب می شود هر چند در اجرای دقیق این مقررات به خصوص در ارتباط با دستکاری قیمت و تجارت داخلی بامشکلاتی مواجه بوده است. در رتبه بندی هند در سطح پائینتری (137از 178) دربین کشورهایی که در جهان با میانگین 10 سال در مرحله ورشکستگی بودند ، قرار گرفت . با توجه به اهمیت ارتباطاتبر پایه کنترل رسمی و ساز و مکانیسم های رهبریدر بنگاههای کوچک و متوسط ​​هند، به منظور توسعه حاکمیت شرکتی شرکت های بزرگ مکانیسم مناسبی در هند وجود دارد. این مقاله به مطالعه نیاز برای شیوه های حاکمیت شرکتی در هندبا هدف برجسته سازینقاط قوت و همچنین ایجاد زمینه لازم برای بهبود آن ارائه شده است. چندین مطالعه در این زمینه در شرکت های بزرگ در سراسر جهان انجام شده است، اما کمبود نسبی برای مطالعات مشابه در شرکتهای هند وجود دارد. هدف این مطالعه تا حدیپر کردن شکاف وافزودن به دانش موجود درحاکمیت شرکتی در شرکتهای بزرگ و کوچک ومتوسط می باشد . ​​(SMEs).

بررسی ادبیات تحقیق

همانطور که در گزارش حاکمیت شرکتی انجمن جهانی حاکمیت شرکتی (IFC)آمده است که توضیح میدهد چرا در شرکت های بزرگراهبری مهم است، “حاکمیت شرکتی به نحوی به شیوه اداره شرکت و ارتباط و پاسخگویی مدیران شرکتها و اعضای هیئت مدیره با صاحبان سهام در شرکت اشاره دارد. این مفاهیم برای شرکت نه تنها رفتار با سهامداران ، بلکه شیوه تعامل با کارکنان، مشتریان، اعتباردهندگان ، و سایر ذینفعان، وسایر عوامل دنیای کسب و کار را در بر می گیرد. تحقیقات نشان می دهد که مدیریت پاسخگو در قبال محیط زیست، مسائل اجتماعی و حکومتی ، ودارایاخلاق کسب و کار باعت ایجاد یکپارچگی در شرکت و اعتماد جامعه و سهامداران می گردد .”

مزایای حاکمیت شرکتی خوب فراوان است ، همانطور که توسط راشل کیت[4]، معاون مدیرکل و مشاورخدمات بازرگانی IFCاعلام کرد “شیوه های حاکمیت شرکتی خوب در شرکت ها باعث ایجادفرایندها و ساختار چشم انداز ضروری سازمانها،در جهت تصمیم گیری صحیح و اطمینان از پایداری دراز مدت است . بیشتر از قبل ، به شرکتهایی نیاز است که که علاوه بر قابلیت سود آوری به دنبال ارتباط با دنیای اطراف و جامعه و ایجاد ارزش اجتماعی باشند . “یک نظر مشابه توسط جورج کل[5] ، مدیر اجرایی، سازمان کوچک ملل، ارائه شده است ” یک شرکت چنانچه در تجزیه و تحلیل ریسک به مسائل اجتماعی و زیست محیطی توجه داشته باشد به خوبی می تواند به منافع بلند مدت و کشففرصت و سرمایه مناسب به نفع صاحبان سهام خود دست پیدا کند . و می توان برای بازگرداندن اعتماد عمومی در فضای کسب و کار و ساختن آینده ای مرفه راه بهتری پیدا کرد.”

همانطور که پر تیری بوچ[6]، رئیسبخش خصوصی ازدبیرخانه امور اقتصادی سوئیس(SECO) می گوید:”حاکمیت شرکتی خوب مانند چسبی است که شیوه های کسب و کار مسئولانه، تضمین مثبتمدیریت محل کار، مسئولیت بازار،حفاظت از محیط زیست، تعامل اجتماعی،و حفظ عملکرد مالی را با هم نگه می دارد. این امر اکنون که ما در سراسر جهان برای بازگرداندن اعتماد و رشد اقتصادی در تلاشیم حتی بیشترصحیح به نظر می رسد. ”

روبرت[7](2004) به بررسی جایگاه اخلاق در

اداره امور شرکت پرداخته و نتیجه می گیرد با توجه به تئوری نمایندگی و خطرات اخلاقی پیدا کردن یک جاگاه مناسب برای اخلاق در جهت جلوگیری از فرصت طلبی افراد بسیار سخت بوده. ودر بهترین شرایط افراد کمی مقید به نظر می رسند . بنابراین تنها از طریق نظارت و کنترل می توان نسبت به رعایت رفتار اخلاقی و جلوگیری از تهدیدات ناشی از عدم رعایت آن بهره مند شد. نوشته مورد نظر در مورد اخلاق حسنه صحبت می کند . که در آن مشکل اخلاق اینست که همه تمایل دارند اخلاقی به نظر رسیده و در بدترین حالت، گرفتن ژست اخلاق از طریق گزارشات زیست محیطیو گزارش های اجتماعی به عنوان یک تلاش برای بازسازی چهره مخدوش شرکتهای بزرگ و انتفاع شخصی از این خودنمائیها است .نویسنده به ترکیبی از گزارشات و نمادهابرای تکمیل اشکال جدیدی از اندازه گیری داخلی وپاداش به عنوان کسب نتایج بیشتر از این تلاشها اشاره میکند.

نوردبرگ[8] (2007) در مورد سه جنبه از هنجاری مفید از شش نظریه های حاکمیت شرکتی از نظر استیلز و تیلور[9] (2001) به طور خلاصه شامل منظر قانونی ، هژمونی طبقهو هژمونی مدیریتی (به طور کامل توصیفی اما به طور ضمنیسودمند در ارائه)،رویکرد اقتصاد سازمانی (با استفاده از نظریه نمایندگی نشان می دهد که نقش هیئت مدیره برای کنترلسوء استفاده از قدرت مدیریتی است ) ونظریه هزینه معاملات به منظور تصمیم گیری بحث می کند. در روش نظارتفرض می شود که مدیران انگیزه خواهند داشت تا با میل شخصی خود نسبت به انجام کارهای مفید هدایت شده چراکه نه فقط به منافع خود فکر کرده و کارهای غیر مسئولانه انجام نمی دهند ودر جهت عدم وابستگی ها و کسب منابع و دسترسی آسانتر به منابع مالی اقدام می کنند .بهر حال این نظریه ها، ترک کردن نظریه سهامداران و و ایجاد ارزش سهامکه نقش مهمی در تصمیم گیری دارندتوسط مدیران و اداره کنندگان می باشد . گزارش کمیته جنبه های مالی کادبری از حاکمیت شرکتی شرکت(1992) بر باز بودن اطلاعات (به عنوانافشاء کامل)، یکپارچگی (نشان دهنده معاملات رو به جلو و کامل) و پاسخگویی(از مدیران به سهامداران خود) تاکید دارد . درکمیته مزبور اعتقاد بر این است که رویکرد منطبق بر افشاء داوطلبانه از افشاء با کدهای قانونی موثر تر خواهد بود . براگا، آلوز و شاستری [10](2011) در مطالعه ای در برزیل به بررسیاثر حاکمیت شرکتی خوب شرکت ها بر اساسنمونه ای از 236 شرکت های غیر مالی و 849 شرکت مالی درسال2001- 2005 پرداختند .آنها در بررسی شاخص مرکب (NM6) که ترکیبی از شش پروکسی برایشیوه های راهبری هدف در بورس اوراق بهادار سائو پائولو (Bovespa) بود دریافتند کهنمرات بالاتر در شاخص آماری واقتصادی مربوط به ارزش بازار بالاتر بوده اما منجر بهعملکرد بهتر نشده است . در نهایت، مطالعه نتایجی بدین شرح در بر داشت : استراتژی سرمایه گذاری صفر که سهام خریداری شدهشرکت های با NM6 بالا و سهام فروخته شده از شرکت ها با NM6کم می توانست منجر به 10.68٪ غیر طبیعیبازگشت در هر سال بیش از مدت نمونه گردد بدست آمد (2001 -2005)در نتیجه این فرضیه کهقیمت سهام به سرعت به انتشار اطلاعات در موردتغییرات در استانداردهای حاکمیت شرکتی واکنش نشان میدهد را پشتیبانی نمی کند . ششروشی که به عنوان پروکسی برای مجموعه ای از قوانین مورد نظر اصلاحات حاکمیت شرکتی توسط Bovespa وادار به رعایت می شوند عبارتند از:

1- نسبت جریان وجوه نقد برای حق رأی سهامداران نباید کمتر از یک باشد .

2- حداقل سهام شناور آزاد 25 درصد سهام باشد

3- برچسب همراه حقوق اعطا شده به سهامداران جزء فراتر از آنچه توسط قانون مورد نیاز است

4.اعضای هیئت مدیره ترکیبی از پنج نفریا بیشتر عضو موثر باشد .

5. انتخاب مدیران براساس شرایط برای یک یادو سال صورت پذیرد

6. صورت های مالی موجود مطابق با IFRS و GAAP ایالات متحده باشد .

یافته های کلیدی مربوط به عملیات بین المللی

این مطالعه توسط هارست [11](2004) که به مقایسه شیوه های کسب و کار اروپا با ایالات متحده انجام شده ،توصیه هایی را برای شرکت های چند ملیتی در هر دو طرف اقیانوس اطلس ارائه می دهد که عبارتند از:

1- دادن قدرت به سهامداران از طریق پروکسی رای گیری برای رسیدن به شرایطکه در آن رئیس اجرایی و هیئت مدیره علاقمند به حدف تضاد منافع با سهامداران و سطوح مختلف راهبری شرکت گردد.

2- پرداختی به مدیر اجرایی به طور کامل برای سهامداران افشاء شود .

3- ارسال یک چارچوب واضح و مشخص با کد رفتاری برای همه کارکنان.

4- ایجاد منشور اخلاقی، اجتماعی و زیست محیطی استاندارد به شرکای مشترک، شرکت های وابسته، تابعه عملیات و در سراسر زنجیره عرضه؛

5- تمرکز بیشتر بر مهارتهای ارتباطی از طریق CSR بین کارکنان و تامین کنندگان،

6- ارسال گزارش های مناسب اجتماعی از طریق CSR و در مرحله بعدی حرکت فراتر از تصدیق و انتشار گزارش تعبیه شده توسط CSR به فعالیت های کسب و کار اصلی خود جهت هم افزایی .

7- تحت فشار قرار دادن مدارس کسب و کار به قراردادن اخلاق کسب و کار و استراتژی CSR در بخشی از هسته اصلی برنامه های درسی.

توصیه های خاص به اروپا عبارتند از:

1. اروپا نیاز به یک بدنه شبیه به SEC به منظورنظارت بر تخلفات حسابرسان دارد .

2. اتحادیه اروپا باید مجازات های سختی برایارتکاب تقلب در نظر بگیرد .

3. دولت های اروپایی باید مدیران ارشد شرکتهارا به ارائه گزارش به هیئت مدیره، کمیته حسابرسی و حسابرسان بمنظور جلوگیری از تقلب ارائه نمایند . تا آگاهی آنها را تحت تاثیر قرار دهد مانند قانون ساربینز آکسلی [12]

4. حسابرسان در اروپا نیاز به پیاده سازی یک استاندارد تهاجمی علیه تقلب با تاکیدبر رویکرد “به من اثبات کن ” به جای “به من بگو” دارند به عنوان حذف راه های دیگربه جای جلوگیری از نقض اخلاقی و همچنینوجود شک و تردید بیشتر از توضیحات مدیریتو ممیزی شواهد.

توصیه های خاص به ایالات متحده آمریکا عبارتند از:

1- دولت ایالات متحده باید به سرعت نسبت به پیاده سازی واجرای تمام مفاد قانون Sarbanes-Oxley اقدام کند (پی. ال 107-204)،عدم اجرای اصلاحات فراگیرمقررات حسابداری ، به این معنا است کهقانون نمی خواهد به طور جدی توسط مدیران کسب و کار اجرا گردد .

2- .بازار بورس نیویورک باید نسبت به جمع آوریاطلاعات اجتماعی،عملکرد زیست محیطی و اخلاقی شرکت ها اقدام کرده ، تا سرمایه گذاران پس از آن بتوانید در تصمیم گیریها از آن استفاده کنند

3- SEC باید نیاز اجتماعی و زیست محیطی برای همه شرکت هایی که را ارائه نماید .

4- شرکت های بزرگ امریکا با استفاده از رسانه های خبری به آموزش مصرف کنندگان در جامعه پرداخته و اطلاعات زیست محیطی و شیوه های کسب و کار مسئولانه و نقش آنها در کمک به ایجاد آینده ای پایدار را اطلاع رسانی نمایند .

ارزیابی تکامل حاکمیت شرکتی در هند

تا آنجا که به حاکمیت شرکتی در هند مربوط می شود ،کنفدراسیون صنایع هند برای اولین بار طی یک ابتکار نهادی در هند در سال 1996 از نیاز بهحفاظت از منافع سرمایه گذار به ویژه کسانی که از سرمایه گذاران کوچک حمایت کرد و این نشانه ای مطلوب از حاکمیت شرکتی برای شرکت های هندی در بخش عمومی یابخش خصوصی، بانک ها و موسسات مالی بود . قبل ازانتشار در سال 1998پیش نویسدستورالعمل ها به طور گسترده ای توزیع شد و مورد بحث قرار گرفت .این نشان دهنده درک صحیح از اینست که: هیچ ساختار منحصر به فرد و یا حاکمیت شرکتی که بتوان بدون هیچ ابهامی بعنوان یک ساختار حاکمیت شرکتی به صورت مکانیکی برای شرکتهای هندی به کار گرفت وجود ندارد. با افزایشیکپارچه سازی بازارهای جهانی تقاضا برای افشای بیشتر و شفافیت بیشترجهت تصمیم گیری سرمایه گذاران مهمترخواهد شد و حاکمیت شرکتی نیاز به تعریف فراتر از قانون شرکت پیدا خواهد کرد به دلیلکمیت، کیفیت و میزان افشاء،تا حدی که مدیران شرکت مجبور به اعمال خودکنترلی در قبال سهامداران،کیفیت اطلاعاتی که آن را با دیگران در میان می گذارد خواهند بود . و تعهد به شفافیت به شیوه ایکه حداکثر ارزش سهام در بلند مدت حفظ شودبسیار دشوار است .با وضع قانون در سطحی از جزئیات که تمام شرایط موجود و آینده نزدیک برآورده شود.اولین نشانیمطلوب حاکمیت شرکتی (a) هیئت مدیره (b) افشاء مطلوب ، (c)مسائل مربوط به بازار سرمایه ،(d)حقوق طلبکاران ،(e)موسسات مالی و مدیران انتخابی.

بیشتر موارد مورد نظر راهبری شرکتها های CII پس از آن در گزارش کمیته Sebi کومار منگالم[13] گنجانیده شده و سپس در بند 49 از توافقنامه فهرست شده است . در گزارش حاکمیت شرکتی که به سرپرستی ناراش چاندرا[14] (2009) انجام گرفت راه هایی برای بهبود عملکرد شرکت های بزرگ توصیه شده است که تمامی شرکتها و زیر مجموعه هایشان موظف به رعایت موارد فهرست شده مزبور می باشند ،در این گزارش تاکید شده که تنظیم روابط حاکمیت شرکتی به صورت داوطلبانه و فراتر از روابط قانونی است در این گزارش بحث های مختلف در خصوص عناصر حاکمیت شرکتی بشرح زیر آمده است:

1- موارد قابل توجه هیئت مدیره واز جمله مدیران مستقل وغیر اجرایی ، کمیته های هیئت مدیره بخش های مرتبطمعاملات: توصیه هاعبارتند ازشرایط نامزدی کمیته ها، نحوه انتصاب مدیران ، میزان پرداختی ثابت مدیران غیر اجرایی و میزان پاداش آنان در مقابل افزایش سود ، نحوه جبران خدمات کمیته های پاداش ، کمیته های حسابرسی و هیئت مدیره و جدایی دفتر رئیس هیئت مدیره و مدیر عامل شرکت و سایر موارد .

2- حسابرسان ، استقلال و تغییر شرکای حسابرسی: توصیه ها در هدف دستیابی و نشان دادن سطح بالایی از استقلال برای شرکت حسابرسی و همچنین همکاران ممیزی های فردی ، افزایش عواقب ناشی از سهل انگاری و یا بی اعتنا به مسئولیت حسابرسی ، تعیین حسابرسان مجرب و با تجربه مرتبط برای کمیته حسابرسی ، توصیه به هیئت مدیره در مورد نحوه انتصاب ، انتصاب مجدد و یا حذف حسابرسان قانونی ، توضیح کافی حسابرسان با استفاده از زبان استاندارد و به اندازه کافی و جلوگیری از پراکنده گویی . سازماندهی یک مکانیسم برای منشور اخلاقی کارکنان و حصول اطمینان از تدابیر حفاظتی برای رعایت منشور مزبور از سوی کارکنان. شناسایی ریسک برای اطمینان از به حداقل رساندن خطر و ایجاد یک چارچوب برای مدیریت ریسکهای بحرانی و نظارت بر آنها را هر شش ماه یکبار.

3- سازماندهی و تنظیم مقررات استاندارد از نظر قانونی و نظارتی و همچنین اجرای موثر و معتبرآن : توصیه ها شامل نیاز به توافق بین دولت و Sebi به عنوان تنظیم کننده بازار و استانداردهای حاکمیت شرکتی در شرکت های بزرگ برای اطمینان از حاکمیت شرکتی خوب. تقویت ICAI بررسی کننده کیفیت و حصول اطمینان از حسابرسی کیفیت از طریق نظارت ساز وکارهای نظارت در خطوط عمومی شرکت حسابداری همانند هیئت نظارت ( PCAOB ) ایالات متحده آمریکا . تحقیقات مشترک / بازرسیها مکرردر طول 6 تا 12 ماه . ارائه راهکاری برای مصادره و یا لغو اوراق بهادار جعلی ، اعمال مجازات های شخصی در کارکنان و مدیرانی که به دنبال منافع شخصی بوده واخذ جرائم بیشتر از کسانی که به طور غیر قانونی منافعی را کسب کرده اند ، بازپرسی از مدیران اجرایی در صورتی که مسئولیت بخشی از شرکت را بعهده داشته و با شکست مواجه شده اند .

4- نهادهای خارجی از جمله سرمایه گذاران و نهادها و مطبوعات : توصیه هایی در هدف فعالیت سهامداران به نظارت فعالانه و اطمینان ازحاکمیت شرکتی خوب در شرکت های بزرگ از طریق رسانه ها، به ویژه کسانی که در تجزیه و تحلیل های مالی و گزارش کسب و کار را تهیه می کنند برای دقت بیشتر و بالا بردن ظرفیت تجزیه و تحلیل خود در تنظیم گزارشات تحلیلی و افشاء مطلوب با توجه به ناکافی بودن روشهای افشای شرکت های بزرگ و بحث افشاء کامل اطلاعات توسط گروههای کاری قانونی شرکت . افشاء اطلاعات مالی در خصوص معاملات با اشخاص وابسته بعنوان بخشی غیر قابل حذف در گزارشات . افشای سهام مدیران ‘ و یا هر گونه منافع مدیران در شرکتهای طرف قرارداد و یا مزایای دیگر از جمله وام و افشای انتصاب عوامل فروش تنها در بازارهای خارجی به عنوان بخشی از گزارش مدیره هیئت مدیره در یادداشتهای همراه سالانه صورتحساب های حسابرسیشده،افشای مالی توصیه شده عبارتند ازافشای پاداش مدیران و کمیسیون به صورت جدول، هزینه های متحمل شده در مورد استفاده از از خدمات شرکت منابع گروه ، افشاء اطلاعات در مورد بخش های یک شرکت یا کسب و کار عنوان بخشی از گزارش سالانه مدیران ، نشان دادن نحوه استفاده از بودجه مطرح شده از طریق صدور سهام به طور مفصل ، اوراق قرضه و یا اوراق بهادار دیگر، قرار گرفتن شرکت در معرض بدهی ، تفاوت بین دارایی های ثابت و بدهی های بلند مدت همان طور که در پایان سال مالی و تاریخی که در آن هیئت مدیره ترازنامه وحساب سود و زیان را تصویب کرده باید افشا و افشای کامل از دارائی های ثابت به دست آورد و دارائیهای اجاره داده شده و غیره .توصیه به هنجارهای افشای منصفانه برای سهامداران هنگامی که شرکت در GDRs یا به طور خصوصی با سرمایه گذاران خارجی و مشارکت نموده است .

نظر سنجی هایراخی و دوماسیا[15] (2008) در مورد وضعیت حاکمیت شرکتی در هند : با بیش از 90 پاسخگو نشان دهنده نگرانی از وضعیت حاکمیت شرکتی در شرکتهای هندی است . لذا هیئت نظارت در مدیریت ریسک و اهمیت صداقت و ارزش های اخلاقی ، یکی از روشهای اساسی برای حاکمیت شرکتی خوب است.

یافته های این نظرسنجی عبارتند از:

1- حاکمیت شرکتی باید در اصل بر اساس استانداردهای مبتنی بر و مقررات مناسب باشد ​​.

2- مشخص کردن محدوده برای بررسی و نظارت قوی تر و نظارت بر اثربخشیحاکمیت شرکتی از طریق ممیزی توسط متخصصان .

3- نظارت ضعیف و عدم نظارت بزرگترین خطربرای حاکمکیت شرکتی می باشند .

4- وجود فرصتی برای بهبود به عنوان اعضای هیئت مدیره و داشتن اطلاعات درست و زمان کافی برای انجام وظایف

5- محاسبه پاداش مدیر اجرایی براساس عملکرد

6- نیاز به ارزیابی عملکرد اعضای هیئت مدیره توسط شخصی مستقل در راستای شفافیت

نتیجه گیری وپیشنهادات
بر اساس مطالعه فوق، نتایج زیر را می توان در برای شرکت های هندی ارائه نمودد :

1- تنها یک روش برای حاکمیت شرکتی برای شرکتها و صنایع مختلف وجود ندارد

2- حاکمیت شرکتی خوب در اثر چارچوب قانونی و تعهد داوطالبانه حاصل می شود

3- علارغم مشکل در تنظیم یک رویکرد مشترک ، برخی از شاخص های حکمرانی خوب شرکت های بزرگ عبارتند از:

الف- حفاظت از سرمایه گذاران کوچک؛
ب– بازنگریهای کافی و توازن در عملکرد و پاداش مدیر عامل و اعضایهیئت مدیره.
ج . استقلال حسابرس همراه با یکپارچگی بالا و احساس مسئولیت .
د . مکانیزم شفاف که سوابق دلایل قبول یا حذف حسابرسان با تجربه واجد شرایط .
ه . مکانیسم مناسب برای حفاظت از خطرات اخلاقی .
و . برآورد ریسک کلی ، مدیریت ریسکهای بحرانی و نظارت بر آنها در هر شش ماه

ز. یک کمیته کیفیت قوی ICAI که مکانیسمهای کنترل کیفیت را نظارت نماید
ح. وجود زمان و تحقیقات مشترک توسط حسابرسان مختلف
ط . مصادره / لغو جعلی اوراق بهادار جعلی و اعمال مجازات های شخصی برای مرتکبین این جرائم
ک . افشای اطلاعات مالی / غیر مالی مرتبط با تصمیم گیری که نشان می دهد پاسخگوئی و شفافیت وجود دارد .
ل . ثبات در گزارش / افشای به سرمایه گذاران هند و همچنین سرمایه گذاران خارجی

4- علارغم اینکه نشان دادن حاکمیت شرکتی خوب در قالب ارقام و اعداد مشکل است کنترلهای ضعیف باعث می شود در فراهم کردن اطلاعات مربوط به تصمیم گیری ریسک زیادی وجود داشته باشد.

5- حاکمیت شرکتی خوب باعث افزایش ارزش بازار شرکت و براساس آن سرمایه گذاری بهتر می شود حتی اگر در کوتاهمدت بهبودی در عملیات شرکت حاصل نشود.

نهایتاٌ بر اساس مطالعه انجام شده به نظر می رسد که حاکمیت شرکتی خوب در شرکتهای بزرگ هسته اصلی جلب اعتماد و رفتار اخلاقی می باشد . به این ترتیب ،به منظور حاکمیت شرکتی خوب نیاز به تلاش مداوم برای ایجاد تعهد عمیق به ارزش های اخلاقی احساس می شود و صرف قانون و مققرات کارساز نخواهد بود . افشاء مناسب اطلاعات در جهت شفافیت و تصمیم گیری درست از ملزومات حاکمیت شرکتی خوب است .

محدودیت های تحقیق و پیشنهادات برای تحقیقات آتی

درک ما از حاکمیت شرکتی خوب و بد نتیجه یادگیری از گذشته و تجارب و همچنین اشتباهات گذشته در آن اثر گذار خواهد بود خاطر نشان می سازد که تنها یک روش برای حاکمیت شرکتی خوب در شرکتها و صنایع مختلف وجود ندارد ، چراکه سناریو های مختلفی با توجه به محیطهای در حال تکامل اقتصادی وجود دارد. به این ترتیب ، نیاز به ارتقاء مستمر مفاهیم حاکمیت شرکتی در شرکتهای مختلف در تعامل با محیط پویای جهانی وجود خواهد داشت .

منابع و ماخذ

References

Nathan E Hurst, “Corporate Ethics, Governance andSocial Responsibility: Comparing EuropeanBusiness Practices to those in the United States”.This was last accessed at the URL https://www.scu.edu/ethics/publications/submitted/hurst/ comparitive_study.pdf

Cornford, Andrew, “Internationally Agreed Principles For Corporate Governance and the Enron Case”, on page 3 of 48. This was last accessed at the URL https://www.g24.org/cornford.pdf.

“Corporate Governance: The Foundation for Corporate citizenship and Sustainable Businesses” by The global Compact and Global corporate Governance Forum located within IFC. Accessed at the URL h t t p : / / www. i f c . o r g / i f c e x t / c g f . n s f / AttachmentsByTitle/UNGCBROCHURE/$FILE/ IFC_UNGC_brochure.pdf

Ranjana Kumar (2007), “Corporate Governance and Ethics – Challenges and Imperatives”, No.007/VGL/

070, Government of India, Central Vigilance Commission, dated 29th October, 2007. This was last accessed at the URL https://cvc.nic.in/ 07vgl70.pdf.

Roberts, John (2004), “Agency Theory, Ethics and Corporate Governance”, Paper prepared for

‘Corporate Governance and Ethics Conference’ Maquarie Graduate school of Management, Sydney, Australia, June 28-30, 2004.

Report of the Committee on the Financial Aspects of Corporate Governance (1992) under the Chairmanship of Adrian Cadbury, first published in December 1992. This was last accessed at

Chakrabarti, Megginson and Yadav (2007), “Corporate Governance in India” CFR Working Paper No. 08-

02, Centre for Financial Research, Look Deeper, Forthcoming Journal of Applied Corporate Finance.

This was accessed at https://www.cfr-cologne.de/ download/workingpaper/cfr-08-02.pdf.

Desirable Corporate governance: A Code (1998) by Confederation of Indian Industry. This was last

accessed at the URL https://www.nfcgindia.org/ desirable_corporate_governance_cii.pdf

“Corporate Governance: Recommendations for Voluntary Adoption”, Report of the CII Task force Chaired by Mr.Naresh Chandra, November 2009. This was last accessed at the URL https:// www.mc a . go v. in /Mini s t r y / l a t es t n ews / Draft_Report_NareshChandra_CII.pdf .

Braga-Alves, Marcus V. and Kuldeep Shastri (2011), “Corporate Governance, Valuation, and Performance: Evidence from a Voluntary Market Reform in Brazil”, Financial Management, Spring 2011, pp 139-157.

Nordberg, Donald (2007), “The Ethics of Corporate Governance”, VI – Status 27 Jul 07. This was last

accessed at https://works.bepress.com/cgi/ viewcontent.cgi?article=1003&context=donald_ nordberg&sei-redir=1#search= “Nordberg, +Donald+(2007), +â€oeThe+Ethics+ of+Corporate +Governance†, +Pdf”

Richard Rekhy and Neville Dumasia (2008) “The State of Corporate Governance in India: 2008” A Poll by KPMG in India’s Audit Committee Institute. This was last accessed at the URL https:// www. i n . k pmg . c om/ t l _ f i l e s / p i c t u r e s / cg%20survey%20report.pdf.

Hurst_[1]

Kumar_[2]

Chakrabarti, Megginson and Yadav-[3]

Rachel Kyte-[4]

George Kell-[5]

[6] -per Thierry Buchs

Roberts-[7]

[8] – Nordberg

[9] -Stiles and Taylor

Shastry Braga-Alves and-10

Hurst_[11]

Sarbanes-Oxley-12

[13] -KumarMangalam

[14] -Mr.Naresh Chandra

[15] -Rekhy and Dumasia








تبلیغات