مقاله کامل درباره شناخت شیوه های دشمن در برابر ایران

صفحه اصلی آرشیو راهنمای خرید پرسش و پاسخ درباره ما پشتیبانی تبلیغات تماس با ما

صفحه نخست  » دانلود رایگان  »  مقاله کامل درباره شناخت شیوه های دشمن در برابر ایران

مقاله کامل درباره شناخت شیوه های دشمن در برابر ایران


دانلود تحقیق و مقاله رایگان – بانک مقالات فارسی – مقاله کامل درباره شناخت شیوه های دشمن در برابر ایران

لزوم شناخت شیوه های دشمن
برای مقابله مؤثر با دشمن توجه به شیوه و روش دشمنان در جهت براندازی نظام اسلامی بسیار مهم است.
امام خمینی(ره) همواره ملت ایران را به این مسئله مهم توجه می دادند و تأکید می کردند که لحظه ای نباید از مکر و کید دشمنان غافل ماند و باید پس از شناسایی شیوه های دشمن آمادگی لازم جهت مقابله با او را کسب نمود؛

« چه در جنگ و چه در صلح بزرگترین ساده اندیشى این است كه تصور كنیم جهانخواران خصوصاً آمریكا و شوروى از ما و اسلام عزیز دست برداشته اند؛ لحظه اى نباید از كید دشمنان غافل بمانیم. در نهاد و سرشت امریكا و شوروى كینه و دشمنى با اسلام ناب محمدى – صلى اللّهَ علیه و آله و سلم – موج مى زند. باید براى شكستن امواج طوفانها و فتنه ها و جلوگیرى از سیل آفتها به سلاح پولادین صبر و ایمان مسلح شویم. ملتى كه در خط اسلام ناب محمدى – صلى اللَّه علیه و آله – و مخالف با استكبار و پول پرستى و تحجرگرایى و مقدس نمایى است، باید همه افرادش بسیجى باشند و فنون نظامى و دفاعى لازم را بدانند، چرا كه در

هنگامه خطر ملتى سربلند و جاوید است كه اكثریت آن آمادگى لازم رزمى را داشته باشد. »

شیوه های دشمنی در مبارزه با نظام اسلامی
نظرات امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری در مورد طرح ها و نقشه های بیگانگان و سفارش های لازم جهت جلوگیری از آنها گویای توجه فراوان ایشان به مقوله مهم است که در این فصل به آن می پردازیم؛

محو آثار دیانت
دشمنان نظام اسلامی طبق تجارب خود دریافته اند که تعهد به اسلام و تدین ملل اسلامی بزرگترین مانع آنهاست، به همین جهت به طور گسترده اصل دین و دیانت را در جوامع اسلامی هدف گرفته اند.

امام خمینی(ره) می فرمودند:
« سلاح ملت ما اسلام بود و وحدت كلمه، و الّا شما سلاحى نداشتید. همه سلاح ها پیش دشمن شما بود. پیش شما چیزى نبود؛ سلاح شما ایمان بود به خدا، اسلام بود و وحدت كلمه؛ شما را مى خواهند خلع سلاح كنند، اسلام را از دستتان بگیرند.»

ایشان در جای دیگر انگیزه دین ستیزی دشمنان را اینگونه شرح می دهند:

« دست های خیانت کار اجانب که می خواستند شرق را و خصوصاً بلاد اسلامی را برای منافع خودشان قبضه کنند، با مطالعاتی که کرده بودند در این بلاد… به آن جا رسیده اند که نگذارند مسلمین متمسّک به قرآن باشند. قرآن را آن ها سدّ راه می دانستند. اگر همه مسلمین متمسک به قرآن می شدند، برای آن ها مجالی باقی نمی ماند. »

مقام معظم رهبری نیز با بیان اینکه نظام اسلامی توانسته است با رهنمودهای بنیانگذار کبیر انقلاب دین را مایه آبادانی دنیا قرار دهد، این امر را مغایر با خواسته های دشمن دانسته و می فرمایند:

« راهى كه ملت ایران در پیش دارد، راه آباد كردن دنیاست. علم را، دانایى را، اقتصاد را، سیاست را، زندگى فردى را، روابط اجتماعى را، برنامه هاى كلان جامعه را – كه اجزاء گوناگون دنیاست – باید آباد كرد، پیش برد، رونق داد و آنها را به شكوفایى رساند؛ و همه ى اینها در سایه ى دین تحقق پیدا خواهد كرد. امام این را به ما آموخت؛ و همین عامل دشمنى آشتى ناپذیر و خصومت كور ابرقدرت ها با نظام جمهورى اسلامى بود، و امروز هم هست. امروز هم یكى از آماج هاى تهاجم دشمنان ما در سطح تبلیغات جهانى، همین یگانگى دین و دنیاست؛ مى گویند چرا دین را پیشوا و مهندس دنیا مى دانید. آنها احساس خطر مى كنند؛ چون دنیایى كه آنها مى خواهند، دنیاى ظلم و تجاوز و دنیاى تهى از معنویت و اخلاق است. این، نظمى است كه استكبار جهانى براى بشریت امروز و دیروز، همیشه در نظر داشته است. نظام جمهورى اسلامى این نظم باطل و این دور غلط را شكسته است؛ نمونه یى را نشان مى دهد كه دین مى تواند در دنیاى مردم به طورعملى مؤثر باشد. »

ارعاب و تهدید
امام خمینی یکی از روش های دشمن در مقابله با نظام اسلامی را ارعاب و تهدید می داند:

« نوعاً قدرت های ستمگر از راه ارعاب م تهدید یا به وسیله ی بوق های تبلیغاتی خودشان و یا بوسیله ی عمال مزدور بومی خائنشان مقاصد شوم خود را اجرا می کنند. »

« شیطان بزرگ برای رسیدن به چند سال مسند جنایت به هر وسیله ممکن متشبث می شود… غافل از اینکه ملت ها بیدار شده اند… خیال می کرد که اگر ارعاب کند مملکت ایران را بگوید ما حصار اقتصادی دور ایران می کشیم و به اقتصاد ایران ضرر می زنیم ملت او برای او دست می زند و بعد هم چنین می شود. »

« قدرت های بزرگ به وحشت افتاده اند و گاهی مارا تهدید می کنند، شما را تهدید می کنند و گاهی منطقه را بر ضد ما و شما می خواهنند بسیج کنند. این برای این است که آنها از این قدرت اسلامی و از این وحدتی که در ایران برپا شده خوف دارند. »

« گاهی آمریکا ایران را تهدید می کند و هنوز نفهمیده است که ایران که برای مدت کوتاه شدن دست آنان با انگیزه شهتئت قیام نموده است و جهاد در راه خدا را به جان و دل می خرد، از تهدید امثال او باک ندارد. »

از سوی دیگر امام خمینی(ره) با روشنگری و بیان مشکلات متعدد دشمن و نقاط ضعف او به مقابله با این تهدیدها برمی آمدند،ایشان با شهامت و شجاعت منحصر به فرد خود در جریان تسخیر لانه جاسوسی که آمریکا تهدیداتش را به اوج خود رسانده بود، فرمودند:

« شما مى بینید كه الآن مركز فساد آمریكا را جوان ها رفته اند گرفته اند، و آمریكایی هایى هم كه در آنجا بوده گرفتند، و آن لانه فساد را به دست آوردند و آمریكا هم هیچ غلطى نمى تواند بكند، و جوانها هم مطمئن باشند كه آمریكا هیچ غلطى نمى تواند بكند. بیخود صحبت اینكه اگر دخالت نظامى ]كند[، مگر آمریكا مى تواند دخالت نظامى در این مملكت بكند؟ امكان برایش ندارد. تمام دنیا توجهشان الآن به اینجاست. مگر آمریكا مى تواند مقابل همه دنیا بایستد و دخالت نظامى بكند؟ غلط مى كند دخالت نظامى بكند . نترسید، نترسانید. همین تعبیرى كه جوان هاى ما از روى احساسات جوانى كردند كه اگر چنانچه آمریكا بخواهد دخالتش را هم نباید بگویند. آمریكا »اگر «نظامى بكند ما چه خواهیم كرد، اصلاًً این عاجز از این است كه دخالت نظامى در اینجاها بكند. اینها یك مسائلى در پیششان است. »

نفوذ در ارگان های رسمی
یکی از شیوه های دشمن که به صورت پنهانی انجام می گیرد ورود عوامل نفوذی دشمن به ارگان های سیاسی، فرهنگی و علمی کشور است.

به نظر امام راحل بیگانگان که به خاطر استقرار انقلاب اسلامی منافع زیادی را از دست داده اند از هیچ راهی جهت بازگشت به ایران و احیای منافع خود دریغ نخواهند کرد. از این رو وقتی که روش های نظامی، کودتا، تحریم و… آنها شکست خورد سعی خود را برای بازگشت به ایران از طریق عوامل نفوذی خود آغاز کرده اند. ایشان می فرمودند:

« این قدرت های بزرگ هم این معنی را می دانند که الآن، ایران وضعش طوری است که نمی شود آنها به هیچ وسیله ای آن را شکست بدهند، نه به وسیله کودتا و نه به وسیله چیزهای دیگر و نه به وسیله حمله ی نظامی، آنها از این راه(نفوذ) پیش آمده اند که در بین شما رخنه کنند. »

ایشان معتقد بودند که عوامل نفوذی ممکن است سال ها در انتظار فرصت مناسب چهره حقیقی خود را پنهان سازند و می فرمودند:

« این را بعید ندانید كه یك نفر را ده سال، پانزده سال، بیست سال، با یك صورتى نگه دارند؛ به یك صورت ملّى، صورت دروغى ملّى، صورت ملّى كاذب، نگه دارند براى یك روز كه به دردشان مى خورد. ممكن است بیست سال یك كسى تو مسجد نماز بخواند و عرض مى كنم كه عبادت به جا بیاورد كه یك روز براى آنها كار بكند! این ممكن است. و ممكن است یك نفر آدم ده بیست سال ادّعاى صداقت بكند و ملیّت بكند و فحش هم بدهد به خارجیها، مقاله هم بنویسد به ضد آنها، تا در دل مردم درست جاگیر بشود، براى یك روز. »

« این ابر قدرت ها ممکن است بیست سال، سی سال یکی را در یک مقامی با یک وجهه ای حفظش کنند و نوکر آنها باشد که… آن روزی که باید بعد از بیست سال، استفاده کنند. »

ایشان هدف نفوذی ها را اینگونه بیان می کردند:
« توجه داشته باشید که شیاطین در بین همه طبقات منتشر شده اند که برای ارباب های خود راهی باز کنند. اینها می خواهند همان بساط سابق را رواج بدهند. شما توجه داشته باشید که آنها را میان خودتان راه ندهید، دفع کنید آنها را… اینها دست نشاندگان آمریکا یا غیر آمریکا هستند و می خواهند باز ما را با آن اختناق و به وابستگی ها برگردانند. »

تهمت زدن و شایعه پراکنی
یکی دیگر از شیوه های دشمن در راه رسیدن به اهداف استکباری خود نشر اکاذیب،شایعه پراکنی و وارد کردن اتهام های بی اساس به مسئولان و نیروهای انقلابی است. امام راحل در این زمینه می فرمودند:

« اخیراً دستهای پنهان و آشکار غرب وشرق به منظور ایجاد شکاف و اختلاف میان طرفداران انقلاب اسلامی به حیله جدیدی متوسل شده اند که مسئولین عزیز و رده بالای کشورمان و نیز شخصیتها و چهره هایى از مجلس و دولت و روحانیون را به تفكر و گرایشات وابستگى و همچنین عدول از مواضع گذشته و نهایتاً به شرق گرایى یا غرب گرایى متهم نمایند و موذیانه با طرح مسائلى از این قبیل كه فلان شخصیت نظام جمهورى اسلامى راستگرا و یا میانه رو و یا سازشكار و غربگراست و یا فلان مسئول تندرو و انقلابى شده است كه نتیجته اعتماد مردم را به دست اندركاران نظام سلب نمایند. »

« از داخل و خارج با اسلحه و قلم های برتر و جنایت بار تر از سلاح های گرم به این ملت مظلوم حمله ور شده و درصدد شکست انقلاب اسلامی و شکست اسلام عزیز برآمده اند و از هیچ تهمت و افترا به ملتی که جز به احکام اسلام و قرآن فکر نمی کنند، خود داری نمی کنند و با بهانه های بسیار مرهوم به سرکوبی این انقلاب اسلامی برخواسته اند. »

یکی از تهمت های قدیمی و نخ نما شده استکبار نسبت به جمهوری اسلامی، تهمت نقض حقوق بشر در ایران است. امام خمینی(ره) در این باره می فرماید:

« دائماً مشغول افترا زدن به جمهوری اسلامی، دائماً راجع به اینکه در جمهوری اسلامی حقوق بشر دارد از بین می رود و جاهای دیگر نه! حقوق بشر سر جای خودش هست. آمریکا سر جای خودش هست و سران استکبار حفظ می کنند حقوق بشر را! فقط در ایران است که حقوق بشر از بین می رود! این برای این است که مضطربند اینها، از اسلام اضطراب دارند، از اینکه اسلام پیشبرد بکند، اینها می ترسند. از این جهت این طور می گویند و این موجب تقویت شما بشود. هر چه آنها در بوق هایشان بر ضد شما صحبت کنند دلیل بر قوت شماست و دلیل بر عظمت جمهوری اسلامی است و این باید باعث تقویت ما بشود. آنها برای تضعیف ما این طور بوق ها را به بار می آورند و ما از اثر این معنی چون ریشه را می دانیم که چی هست تقویت می شویم. »

یکی دیگر از تهمت هایی که استکبار علیه جمهوری اسلامی به کار می گیرد تهمت تروریست پروری ایران است. امام راحل با تحلیل این عملکرد دشمن معتقدند که این تبلیغات نتیجه عکس داده و نهایتاً به سود جمهوری اسلالمی ختم می شود و می فرمودند:

« اینها می خواهند جلوی این را بگیرند، یک سری درست کنند جلوی این موجی که پیدا شده است،بگیرند و نگذارند که صدای ایران به کشورهای دیگر برسد. واین هم اشتباهی است که آنها می کنند. هر جه این بوق ها بلندتر بشوند، ایران قوی تر می شود. هر چه اینها ایران را متهم کنند به اینکه فساد دارد می کند، نمی دانم استبداد هست فاشیستی است، و هر تروری که در عالم واقع می شود دست ایران در کار است اینها تقویت می کنند ایران را… ما با قرآن پیش می رویم، با نهج البلاغه داریم پیش می رویم. ما محتاج نیستیم به اینکه ترور کنیم. آنهایی که مخالف ما هستند الآن دارند ترور می کنند. تهمت های تروریستی و تروریست پروری که به خیال سردمداران کاخ سفید و ایادی آنان و دستگاه های تبلیغاتی وابسته به ابر جنایتکاران که برای تضعیف جمهوری اسلامی به طور چشمگیر و فزاینده در کار است، به خواست خداوند متعال نتیجه معکوس داده و موجب تضعیف روحیه دشمنان اسلام و جوهوری اسلامی و تقویت روحیه ملت ما به ویژه رزمندگان و سایر ملت های مظلوم و مستضعف گردیده است(و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین). »

القای روحیه راحت طلبی
روحیه عافیت طلبی و مسئولیت گریزی خصیصه ای است که دقیقاً در مقابل روح جهاد و پایداری قرار می گیرد. برای شخص عافیت طلب و سست عنصر مفاهیمی نظیر جهاد و مبارزه در راه حق، عین دیوانگی است و این همان روحیه ایست که اگر در جان ملت مستقر شود مستکبران به راحتی می توانند از سفره دارایی های آن ملت بگیرند، به همین جهت است که یکی از اهداف دشمن همواره القای فرهنگ مصرف گرایی و رفاه طلبی در جوامع مورد نظرش بوده است. امام خمینی(ره) می فرمودند:

« از صدر اسلام تا کنون دو خط بوده است، یک خط اشخاص راحت طلب که تمام همتشان به این است که طعمه ای پیدا بکنند و بخورند و بخوابند و عبادت خدا هم آنهایی که مسلمان بودند می کردند اما مقدم بر هر چیزی در نظر آنها راحت طلبی بود. »

ترویج این روحیه در میان مردم و مسئولان می تواند زمینه مقاومت و ایستادگی مردم در مقابل دشمن را به شدت کاهش دهد از این رو امام خمینی(ره) با هشدار در این زمینه می فرمودند:

« آنها که تصور می کنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد با الفبای مبارزه بی گانه اند و آنهایى هم كه تصور مى كنند سرمایه داران و مرفهان بى درد با نصیحت و پند و اندرز متنبه مى شوند و به مبارزان راه آزادى پیوسته و یا به آنان كمك مى كنند آب در هاون مى كوبند. بحث مبارزه و رفاه و سرمایه، بحث قیام و راحت طلبى، بحث دنیاخواهى و آخرت جویى دو مقوله اى است كه هرگز با هم جمع نمى شوند . و تنها آنهایى تا آخر خط با ما هستند كه درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند. فقرا و متدینین بى بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعى انقلابها هستند. »

مخالفت با سپاه و تخریب چهره نیروهای مبارز
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که از جمعی از معتقدترین مستعدترین و با نشاط ترین نیروهای مدافع انقلاب تشکیل شده از بدو پیدایش یکی از موثرترین بازوان انقلاب در دفع توطئه های انواع و اقسام دشمنان داخلی و خارجی بوده و امروز نیز با حضور مقتدرانه و پیش رفت توأم با دیانت و معنویت خود خار چشم دشمنان نظام اسلامی است.

دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب که چشم دیدن این مولود مبارک انقلاب اسلامی و رشد و بالندگی آن را ندارند از بدو پیدایش سپاه تا کنون تمام تلاش خود را در جهت مخالفت و تخریب چهره ای این نهاد انقلابی به کار گرفته اند. رهبر معظم انقلاب در این باره می فرمایند:

« از روز اول هم كسانى كه با استقلال این كشور مخالف بودند، با این انقلاب مخالف بودند، با خارج شدن از سیطره ى استكبار مخالف بودند، با رفتن به سمت اسلام مخالف بودند، با عفت زنان و مردان مخالف بودند، با سلامت اخلاقى جوانان مخالف بودند و دل در هواى فساد فرهنگهاى بیگانه داشتند، با سپاه مخالف بودند. مربوط به امروز نیست كه عده اى خیال كنند كسانى با سپاه مخالفت مى كنند؛ نه. آن كسانى كه این خصوصیات را داشتند، از همان روزهاى اول مخالف بودند. امروز هم كه به تبع گذشت زمان در اوضاع و احوال عالم تغییراتى پیش آمده و مى آید، كسانى كه كم و بیش همان خصوصیات را دارند، باز هم با حضور سپاه، با بودن سپاه، با تدین سپاه و با موفقیتهاى سپاه در میدانهاى گوناگون مخالفند. این بدیهى است و امر خلاف انتظارى نیست؛ لیكن مهم این است كه وقتى كلمه اى، كلمه ى الهى و كلمه ى طیبه شد، مخالفت و موافقت تأثیرى ندارد. اگر اساس درست بود – كه بحمدالله درست است – وقتى راه روشن بود -كه روشن است – وقتى اخلاص و ایمان در افراد بود – كه بحمدالله در شما هست – اهمیتى ندارد كه افراد چه بگویند و چه بپندارند. رهرو وقتى كه وارد حركت در جاده ى طولانى شد، آنچه لازم دارد، عزم و اراده است. لازم است تصمیم بگیرد كه به سمت هدف برود. حالا یكى بگوید كه این هست، یكى بگوید نیست، یكى بگوید اشتباه مى كند. اگر در او این عزم و اراده وجود داشته باشد، این حركت انجام خواهد گرفت و به پایان و سرمنزل خواهد رسید. این بحمدالله حاصل است. »

امام راحل(ره) نیز با توجه به دشمنی و کینه توزی مستکبران نسبت به این نهاد انقلابی همواره نسبت به رعایت معنویت حفظ سلامت اخلاق پاسداران تأکید می کردند و به آنها هشدار می دادند که مبادا رفتاری از خود بروز دهند که دشمن بتواند به آن به حیثیت نظام خدشه وارد کند و می فرمودند:

« اگر ما در رژیم سابق یك اشتباه و خطایى مى كردیم، پاى اسلام حساب نمى شد. یك رژیم طاغوتى بود. نمى گفتند كه دولت اسلامى كذا. مى گفتند در دولت طاغوت این]جریان [واقع شده است. دشمنان هم نمى گفتند دولت اسلامى، در اسلام، این است. دوستها هم نمى گفتند. امروز كه اسلام است، امروز كه دولت اسلامى است، مملكت رژیمش جمهورى اسلامى است، شماها پاسدار اسلام، همه ما ان شاء الَله پاسداراسلام هستیم، اگر چنانچه حالا یك خطایى واقع بشود، فرم این خطا با خطاى سابق فرق دارد. برداشت دشمنهاى ما در این جمهورى اسلامى با برداشتشان در رژیم طاغوتى فرق دارد؛ این اسلام حساب میشود و این یك مسئولیت بزرگى است به عهده ما. مسئولیت بسیار بزرگى است به عهده این آقا، كه سرپرست پاسداران هست، این مسئولیت بزرگى است به عهده هر یك شما. كه یك عده اى در تحت نظارت شما هست. مسئولیتى است براى خود آن افرادى كه پاسدار هستند. همه در این مسئله مشترك هستیم كه مسئولیت داریم. من یك جور مسئولیت دارم؛ آقا یك جور مسئولیت دارد؛ شما آقایان یك جور مسئولیت دارید؛ قشرهاى ملت، پاسدارهاى دیگر، قشرهاى دیگر، همه مسئولیت داریم. براى اینكه امروز خطاى ما، خصوص ا خطاى قشر روحانى و قشر پاسبان، قشر پاسدارهاى اسلام، اینها پاى اسلام حساب مى شود. یعنى دشمنهاى ما مى آیند ثبتش مى كنند به اسم اسلام؛ و در خارج و داخل، در خارج باصراحت، در داخل با اشاره، منعكس مى كنند كه جمهورى اسلامى همین است. »

ترویج اسلام آمریکایی
یکی دیگر از روش هایی که دشمن برای حمله به نظام مقدس اسلامی به کار می گیرد، ترویج اسلام آمریکایی است.

سیاستمداران روباه صفت آمریکایی و اسرائیلی که خود را از مقابله مستقیم با دین مبین اسلام عاجز می دیدند برای انحراف اسلام و مسخ چهره حقیقی آن دست به یک سری اقدامات گسترده فرهنگی – تبلیغاتی زدند که امام(ره) از این نوع اسلام که آمریکا و کشورهای غربی مروج آن بودند تحت عنوان اسلام آمریکایی یاد می کردند. و اسلام شناس شدن آنها را دستمایه مزاح قرار داده و می فرمودند:

« پیش ترها اگر یادتان باشد کارتر ادعا می کرد ایران اسلام را نمی داند حالا دارند همه ادعا می کنند! مقامات آمریکایی هم همین مطلب را می گویند که اینها اسلام را درست نمی دانند… من نمیدانم کی اینها می خواهند عروة الوثقی را حاشیه کنند!؟ »

امام راحل با بیانی ساده و بی تکلف به روشنگری در این زمینه می پرداخت و به سادگی توانست آگاهی لازم را برای مقابله با این توطئه خطرناک در اختیار جامعه قرار دهد ایشان در جای دیگری با ابراز تعجب می فرمایند:

« ما در زندگى خود در این انقلاب اسلامى چیزهایى دیده ایم و قبل از آن صحنه هایى دیده بودیم باورنكردنى و شگفت انگیز. از دوره افتادن رضاخان در تكایا و شمع روشن كردن تا قرآن طبع نمودن محمدرضا و احرام حج بستن، از عابد و زاهد و مسلمان شدن صدام تا اسلام شناس شدن كارتر و تا به حكم جهاد مسلمانان علیه ایران، تهدید كردن بلندگوى بگین و ریگان، و شاید اگر زندگى ادامه پیدا كند اینان را در صفهاى جماعت و محراب عبادت ببینیم. »

امام(ره) مقدس مآبان خشک مغز و متحجر را از عوامل ترویج اسلام آمریکایی می دانست و همواره ازآنها به عنوان خطری بزرگ یاد می کرد و می فرمودند:

« در حوزه های علمیه هستند افرادی که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی(ص) فعالیت دارند. امروز عده ای با ژست تقدس مآبی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب می زنند که گویی وظیفه ای غیر از این ندارند. خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه های علمیه کم نمی باشد. طلاب عزیز لحظه ای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند. اینها مروج اسلام آمریکایی اند و دشمن رسول الله. آیا در مقابل این افعی ها نباید اتحاد طلاب عزیز حفظ بشود؟»

فرقه وهابیت یکی از بی منطق ترین، منفورترین و جنایت کارترین فرقه هاییست که تا کنون خود را به اسلام منتسب کرده است. دست استعمار و استکبار از ابتدا در پیدایش این مکتب عقل گریز و خون ریز پیدا بود و تا کنون نیز این فرقه توانسته است بزرگ ترین غدمات را در جهان اسلام و خاورمیانه به آمریکا و متحدانش ارائه دهد که صدور مجوز لشکرکشی آمریکا به افغانستان و عراق، سلطه غرب بر منابع نفتی خاورمیانه، تخریب چهره اسلام در سطح جهان و بی اثر کردن کنگره عظیم حج در حل مسائل پیش روی مسلمین تنها بخشی از کارنامه خدمات این خوارج عصر جدید به آمریکای جنایت کـار است. امام خمیـنی(ره) در مـورد این مکتب فاسـد می فرمودند:

« امروز مراکز وهابیت در جهان به کانون های فتنه و جاسوسی مبدل شده اند که از یک طرف اسلام اشرافیت اسلام ابوسفیان، اسلام ملاهای کثیف درباری، اسلام مقدس نماهای بی شعور حوزه های علمیه و دانشگاهی، اسلام ذلت و نکبت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پابرهنه ها و در یک کلمه اسلام آمریکایی را ترویج می کنند و از طرف دیگر سر بر آستان سرور خویش آمریکای جهان خوار می گذارند. »

اشاعه فساد و فحشا

دشمنان پلید اسلام که در جریان انقلاب و دفاع مقدس سنگین ترین ضربات را از جوانان غیور و پاک سرشت دریافت کرده بودند وقتی نتوانستند از طریق نظامی مقاومت ملت ایران ذر هم بشکنند متوسل به روش دیگر شدند. آنها با ترویج فساد و بی بند و باری در جامعه در پی آن هستند که مقاومت ملت رااز درون متلاشی سازند.

آنها که در جنگ نظامی و سیاسی مغلوب شدند، جنگی خاموش ولی خطرناک را در عرصه فرهنگی به راه انداختند که از هر جهت خطرناک تر و پرهزینه تر از سایر تهاجمات خواهد بود.

به نیروهای نظام وارد شده ولی در عوض فرد از دست رفته شهید نامیده می شود و چون چراغی درخشان نور افشانی می کند و راه را به بازماندگان نشان می دهد ولی تلفات جنگ فرهنگی نه تنها افتخارآفرین نیستند بلکه خود به عاملان استکبار و استعمار در کشور بدل خواهند شد، هر گاه دشمن موفق شود که جوانان را از جاده عفت و تقوا خارج کند از آنها سربازانی کارساز فراهم خواهد آورد. با توجه به همین خطرات امام(ره) می فرمودند:

« آن روز آسیب به ما مى رسد كه از باطن بگندیم؛ افراد باطنشان بگندد و این گند هم سرایت كند و یك دسته اى را از بین ببرد و متعفن كند. آن دسته، دسته دیگر را، آن دسته، دسته دیگر را. آنوقت است كه كودتا مى شود و از بین مى روید، آن وقت است كه ممالك بزرگ به شما طمع مى كنند و با دست خودتان شما را از بین مى برند. »

دشمن سال هاست که تلاس می کند تحت عنوان«آزادی» فحشا را در جامعه حکم فرما سازد. امام(ره) در این باره می فرمودند:

« طرحی می دادند که آزاد زنان و آزاد مردان، ما آزاد کردیم آن آزادی که آنها می خواستند چه بود…؟ شما آزاد بودید در چه؟ مردها آزاد بودند…؟ بله در یک چیزهایی آزاد بودند(فساد کردن) و آنها دامن به این می زنند در اینکه یک مراکز فساد درست کنند، در آنچه که آنها می خواستند آزاد باشند همانی بود که فساد بود و فساد آور بود، رنج بود و رنج آور. »

و نهایتاً این فصل را با این رهنمود از وصیت نامه امام راحل به پایان می بریم که فرمودند:

« وصیت من بر مجلس شورای اسلامی، در حال و در آینده و رئیس جمهور و رؤسای جمهور مابعد و به شورای نگهبان و شورای قضایی و دولت در هر زمان، آن است که نگذارند این دستگاه های خبری و مطبوعاتی و مجله ها از اسلام و مصالح کشور منحرف شوند، وباید همه بدانیم که آزادی به شکل غربی آن، که موجب تباهی جوانان و دختران و پسران می شود از نظر اسلام و عقل محکوم است و تبلیغات و مقالات و سخنرانی و کتب و مجلات بر خلاف اسلام و عفت عمومی و مصالح کشور حرام است و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگیری از آن واجب است و از آزادی های مخرب باید جلوگیری شود، و آنچه در نظر سرع حرام و آنچه بر خلاف مسیر ملت و کشور مخالف با حیثیت جمهوری اسلامی است، به طور قاطعانه اگر جلوگیری نشود همه مسئول می باشند. »

مقابله با دشمنی ها
با عنایت به آنچه گذشت مشخص گردید که انقلاب اسلامی با تکیه بر قدرت نرم‌افزاری به‌ویژه ارزش‌هایی چون ایثار، شهادت‌طلبی، معنویت‌گرایی، عدالت‌باوری، حق‌گرایی و استقلال‌طلبی توانست ضمن ایجاد تحول فرهنگی در سطح داخلی، به احیای خودباوری دینی و بیداری اسلامی در عرصه منطقه‌ای و تأثیرگذاری بر مناسبات جهانی بپردازد و اقتدار نرم‌افزاری خود را در عرصة بین‌المللی به منصة ظهور رساند.

در واقع، انقلاب اسلامی با حمایت از مسلمانان و مستضعفان جهان و نیز نهضت‌ها و حرکت‌های آزادی‌بخش توانست به احیای مجدد عظمت و شکوه تمدن اسلامی در عرصة بین‌الملل همت گمارد. انقلاب اسلامی توانست به عنوان انقلابی واقعی، مردمی، مترقی و اصیل و دارای نیروی عظیم معنوی در جهان نوین و با تبیین پیام وحدت و قدرت جهان اسلام چهرة حقیقی قدرت نرم‌افزاری خود را بر جهانیان نمایاند، با پیام معنوی و اخلاقی خود به عنوان انقلابی نیرومند تمامی معادلات جهانی را درهم شکند و با گشودن جبهه‌ای سومی در نظام بین‌الملل فارغ از سلطه قدرت‌های استکباری، نظم نوین نرم‌افزاری را در روابط بین‌الملل رقم زند.
اﻓﻮل ﻧﻈﺎم اﺳﺘﮑﺒﺎری و ﻣﻮج بیداری اﺳﻼﻣﯽ

ﻧﻮع ﺑﺮﺧﻮرد اﻣﺎم ﺑﺎ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪﻫﺎ، ﭼﻪﻏﺮﺑﯽﻫﺎ و ﭼﻪ ﺷﺮﻗﯽﻫﺎ، از ﻣﻮﺿﻊ ﻋﺰت ﺑﻮد.
زﻣﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ 22 ﺑﻬﻤﻦ، ﺑﻨﺪه ﺑﻪﻋﻨﻮان وزﯾﺮ ﺧﺎرﺟﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه ﺳﻔﺮای ﻣﻘﯿﻢ اﯾﺮان ﺧﺪﻣﺖ اﻣﺎم رﺳﯿﺪﯾﻢ. اﻣﺎم ﻫﻤﯿﻦﻃﻮر ﮐﻪ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽﮐﺮدﻧﺪ، آﻣﺮﯾﮑﺎ و ﺷﻮروی را ﮐﻨﺎر ﻫﻢ ﻗﺮار ﻣﯽدادﻧﺪ و از ﻫﺮ دو ﺷﺮق و ﻏﺮب اﻧﺘﻘﺎد ﻣﯽﮐﺮدﻧﺪ. ﯾﮏﺑﺎر ﺳﻔﯿﺮ ﺷﻮروی -آﻗﺎی ﮔﻮدوف- در ﮔﻮش ﻣﻦ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ آﻗﺎ ﻣﺎ ﮔﻠﻪﻣﻨﺪﯾﻢ. ﭼﺮا ا ﻣﺎم ﻣﺎرا درردﯾﻒ آﻣﺮﯾﮑﺎ ﻗﺮار ﻣﯽدﻫﺪ در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﺎ از دوﺳﺘﺎن اﯾﺮان ﻫﺴﺘﯿﻢ؟ ﻣﻦ آﻫﺴﺘﻪ اﻋﺘﺮاض ﺳﻔﯿﺮ ﺷﻮروی را ﺑﻪ اﻣﺎم(ره) رﺳﺎﻧﺪم. اﻣﺎم در ﺟﻮاب ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ او ﺑﮕﻮ ﻣﻦ ﺣﺎﻻ ﺗﺎزه ﻣﻼﺣﻈﻪی ﺷﻤﺎ را ﻫﻢ ﮐﺮده‌ام.

اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﯽ اﯾﺮان ﯾﮏ ﻣﻘﺪﻣﺎﺗﯽ در داﺧﻞ ﮐﺸﻮر و ﻧﯿﺰ ﻣﻘﺪﻣﺎﺗﯽ در ﺟﻬﺎن اﺳﻼم داﺷﺖ. اﯾﻦ ﻣﻘﺪﻣﺎت در ﺟﻬﺎن اﺳﻼم و ﮐﺸﻮر ﻣﺎ از زﻣﺎن ﻧﻔﻮذ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ اﺳﺘﻌﻤﺎر و دﺷﻤﻨﯽ آﺷﮑﺎر اﺳﺘﻌﻤﺎرﮔﺮان ﺑﺎ دﯾﻦ اﺳﻼم آﻏﺎز ﺷﺪ. اوﻟﯿﻦ ﻣﻘﺪﻣﻪی اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﯽ ﻣﻘﺎوﻣﺖ در ﺑﺮاﺑﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﻧﻔﻮذ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺑﻮد. اﯾﻦ ﻣﻘﺎوﻣﺖ در ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﺑﻪ ﺷﮑﻠﯽ آﻏﺎز ﺷﺪ و ﺷﮑﻞ ﻣﻘﺎوﻣﺖ و ﻫﺪفﮔﯿﺮی ﻣﺒﺎرزات در ﺳﺮزﻣﯿﻦﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ اﺳﻼﻣﯽ ﻣﺘﻔﺎوت ﺑﻮد.

در واﻗﻊ زﻣﯿﻨﻪﻫﺎی ﺷﮑﻞﮔﯿﺮی ﺑﯿﺪاری اﺳﻼﻣﯽ از ﺣﺪود دوﯾﺴﺖ ﺳﺎل ﭘﯿﺶ ﺑﻪﺗﺪرﯾﺞ و ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﺗﻬﺎﺟﻢ اﺳﺘﻌﻤﺎر ﻓﺮاﻫﻢ آﻣﺪ. ﻓﺮﻧﮕﯽﻫﺎ ﭘﺎﯾﻪی ﺗﺤﻮل ﺳﯿﺎﺳﯽ دﻧﯿﺎی ﻏﺮب را از اﻧﻘﻼب ﮐﺒﯿﺮ ﻓﺮاﻧﺴﻪ در ﺳﺎل 1789ﻣﯿﻼدی ﻣﯽداﻧﻨﺪ. ﻣﺸﮑﻼت ﺟﻬﺎن اﺳﻼم ﻧﯿﺰ از زﻣﺎن اﻧﻘﻼب ﮐﺒﯿﺮ ﻓﺮاﻧﺴﻪ ﺷﺮوع ﺷﺪ و ﺑﻪ ﺻﻮرت واﺿﺢ ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺖ.

ﻋﺪه‌ای ﻣﺜﻞ ﻃﻬﻄﺎوی ﻣﺼﺮی ﯾﺎ ﺧﯿﺮاﻟﺪﯾﻦ ﺗﻮﻧﺴﯽ ﮐﻪ ﻗﺮﯾﺐ ﺑﻪ دوﯾﺴﺖ ﺳﺎل ﭘﯿﺶ، ﮐﺎر ﺧﻮدﺷﺎن را ﺷﺮوع ﮐﺮدﻧﺪ، ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮدﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ اﺳﻼم را ﻣﺪرﻧﯿﺰه ﮐﻨﻨﺪ و ﺑﻪ ﻧﻮﻋﯽ ﺑﺎ ﻟﯿﺒﺮاﻟﯿﺴﻢ ﻣﺨﻠﻮط ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ. اصلاً ﻣﯽﮔﻔﺘﻨﺪ آﻧﭽﻪ ﮐﻪ اﻣﺮوز ﻏﺮﺑﯽﻫﺎ اﻧﺠﺎم ﻣﯽدﻫﻨﺪ، ﻫﻤﺎن اﺳﻼم اﺳﺖ. اﻣﺎ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻣﺜﻞ ﺳﯿﺪﺟﻤﺎل‌اﻟﺪﯾﻦ اﺳﺪآﺑﺎدی ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮدﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ اﺳﻼم اﺻﯿﻞ ﺑﺎزﮔﺮدﯾﻢ و دﻧﺒﺎل وﺣﺪت اﺳﻼﻣﯽ ﺑﻮدﻧﺪ.

ﻋﺪه‌ای ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮدﻧﺪ ﺑﺎ ﻟﯿﺒﺮاﻟﯿﺰه ﮐﺮدن اﺳﻼم ﯾﺎ اﺳﻼﻣﯿﺰه ﮐﺮدن ﻟﯿﺒﺮاﻟﯿﺴﻢ ﻣﯽﺷﻮد ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن را ﻧﺠﺎت داد. در ﻃﺒﻘﻪی روﺣﺎﻧﯿﺖ و ﺑﻪوﯾﮋه روﺣﺎﻧﯿﺖ ﺷﯿﻌﻪ اﯾﻦ ﺳﺮﺧﻮردﮔﯽ پیدا ﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﻤﺴﮏ ﺑﻪ ﻣﮑﺎﺗﺐ ﻏﯿﺮاﺳﻼﻣﯽ ﻧﻤﯽﺗﻮان اﺳﻼم را اﺣﯿﺎ ﮐﺮد. ﻓﻠﺬا در ﻗﻀﯿﻪی ﻣﺸﺮوﻃﻪ ﺣﺘﯽ ﺑﺮﺧﯽ آدمﻫﺎی دﯾﻦدار ﺑﺮ اﺛﺮ ﮐﻢﺗﻮﺟﻬﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮدﻧﺪ اﻟﮕﻮی ﻣﺸﺮوﻃﻪی ﻓﺮﻧﮕﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﻧﺠﺎتﺑﺨﺶ ﺑﺎﺷﺪ.

ﺟﻠﻮﺗﺮ ﮐﻪ آﻣﺪﯾﻢ، ﻣﺮﺣﻮم ﻣﺪرس ﺟﻠﻮی رﺿﺎﺷﺎه اﯾﺴﺘﺎد و ﺑﻪ دﻧﺒﺎل آن در ﻋﻬﺪ ﭘﻬﻠﻮی دوم، آﻗﺎی ﮐﺎﺷﺎﻧﯽ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺷﺎه و اﺳﺘﻌﻤﺎر اﻧﮕﻠﯿﺲ اﯾﺴﺘﺎد. ﻟﺬا اﯾﻦ ﭘﯿﺶزﻣﯿﻨﻪﻫﺎ در ﺑﯿﺪاری اﺳﻼﻣﯽ، ﭼﻪ در ﺟﻬﺎن اﺳﻼم و ﭼﻪ دراﯾﺮان، ﻫﻢزﻣﺎن ﺑﺎ اﺣﺴﺎسﺧﻄﺮ ﻫﺠﻮم ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﻏﺮب در ﻣﯿﺎن ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن وﺟﻮد دارد، وﻟﯽ ﻫﻤﻪی اﯾﻦﻫﺎ ﭘﯿﺶزﻣﯿﻨﻪ ﺑﻮد.

ﻫﻤﺎنﻃﻮر ﮐﻪ در ﭘﯿﺎم اﻣﺴﺎل رﻫﺒﺮ اﻧﻘﻼب ﻧﯿﺰ ﻫﺴﺖ، اﻧﻔﺠﺎر ﺑﯿﺪاری اﺳﻼﻣﯽ ﺑﺎ اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﯽ اﯾﺮان ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺖ و ﯾﮏﺳﺮه از آﻏﺎز ﺗﺎﮐﻨﻮن دارد ﭘﯿﺶ ﻣﯽرود. ﺑﻘﯿﻪ در ﺑﯿﻦ راه وارد ﺷﺪﻧﺪ و دﯾﮕﺮان ﭘﺮﭼﻢ آنﻫﺎ را ﺑﻪ دﺳﺖ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ و ﺟﻠﻮ آﻣﺪﻧﺪ، وﻟﯽ ﻫﯿﭻﮐﺪاﻣﺸﺎن ﺗﻮﻓﯿﻖ اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﯽ و اﻧﺪﯾﺸﻪی اﻣﺎم ﺧﻤﯿﻨﯽ(ره) و اﻣﺮوز رﻫﺒﺮی را ﻧﺪاﺷﺘﻨﺪ.

اﯾﺮان اﻣﺮوز ﺑﻪﻃﻮر ﻣﺴﺘﻤﺮ رو ﺑﻪ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ اﺳﺖ. در داﺧﻞ ﺗﺜﺒﯿﺖ ﭘﺎﯾﻪﻫﺎی ﺣﮑﻮﻣﺖ دﯾﻨﯽ از ﻣﻨﻈﺮ ﯾﮏ ﻣﺴﻠﻤﺎن ﺷﯿﻌﯽ اﯾﺠﺎد ﻣﯽﺷﻮد ودر ﺧﺎرج، ﺑﻪﻃﻮر ﺧﺎص در ﺟﻬﺎن اﺳﻼم و در دﻧﯿﺎی اﻣﺮوز ﺑﻪﻃﻮر ﻋﺎم اﯾﻦ ﺗﺌﻮری و ﻧﻈﺮﯾﻪ داده ﺷﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﮑﻮﻣﺖ اﮔﺮ ﻗﺮار اﺳﺖ در ﺟﻬﺖ ﻋﺪاﻟﺖ، ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﻓﻀﺎﺋﻞ اﻧﺴﺎﻧﯽ و ﻧﺠﺎت اﻧﺴﺎن از اﻧﺤﻄﺎط ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺎﯾﺪ اﻟﻬﯽ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﺎ ﻫﻤﻪی اﯾﻦﻫﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺼﺮﯾﺢ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ دﯾﻨﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ اﺳﻼم زﻧﺪه ﻧﯿﺴﺖ و ﺣﯿﺎت ﻧﺪارد.

اﻣﺮوزه اﺳﻼم در ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ و در دﻋﻮت و ﻣﯿﺰان ﻧﻔﻮذ در ﺟﻮاﻣﻊ ﺑﺎ ﺻﺪراﺳﻼم ﻫﯿﭻ ﻓﺮﻗﯽ ﻧﺪارد. اﻣﺮوزه ﺑﻪرﻏﻢ وﺳﻌﺖ رﺳﺎﻧﻪﻫﺎی ﺟﻤﻌﯽ، اﻋﻢ از اﯾﻨﺘﺮﻧﺘﯽ و ﺻﻮﺗﯽ ﺳﺮﻋﺖ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ و ﻋﻤﻖ ﻧﻔﻮذ اﺳﻼم ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﮔﺬﺷﺘﻪ اﺳﺖ.

اﯾﻦ ﮐﻪ ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ اﺳﻼم ﭘﯿﺶ ﻣﯽرود، ﻓﻘﻂ ﺣﺮف ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ. ﺧﺎﻧﻢ آﻟﺒﺮاﯾﺖ ﮐﻪ وزﯾﺮ ﺧﺎرﺟﻪی زﻣﺎن آﻗﺎی ﮐﻠﯿﻨﺘﻮن ﺑﻮد و اﺳﺘﺎد داﻧﺸﮕﺎه ﺟﻮرج ﺗﺎ واون آﻣﺮﯾﮑﺎ اﺳﺖ، در ﯾﮑﯽ از ﺻﺤﺒﺖﻫﺎﯾﺶ در داﻧﺸﮕﺎه ﮔﻔﺖ ﮐﻪ اﻣﺮوز در آﻣﺮﯾﮑﺎ ﻫﯿﭻ دﯾﻨﯽ ﺳﺮﻋﺖ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ اﺳﻼم را ﻧﺪارد اﯾﻦ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ زﻣﯿﻨﻪی ﻓﮑﺮی، ﻋﺰم راﺳﺦ و ﺗﻘﻮای اﻣﺎم(ره) و رﻫﺒﺮی اﻣﺮوز اﻧﻘﻼب و ﻓﮑﺮ ﺷﯿﻌﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﺎ ﻋﻤﻖ ﺟﺎن ﻣﺮدم اﯾﺮان ﻧﻔﻮذ ﮐﺮده اﺳﺖ.

ﺑﺎﯾﺪ اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع را واﻗﻊﮔﺮاﯾﺎﻧﻪ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﮐﻨﯿﻢ. آﻣﺮﯾﮑﺎی اﻣﺮوز دﯾﮕﺮ ﻗﺪرت ﺳﯿﺎﺳﯽ و ﻧﻔﻮذ آﻣﺮﯾﮑﺎی ﺑﻌﺪ از ﺟﻨﮓﺟﻬﺎﻧﯽ دوم را ﻧﺪارد. آﻣﺮﯾﮑﺎی ﺑﻌﺪ از ﺟﻨﮓﺟﻬﺎﻧﯽ دوم ﺗﮑﻠﯿﻒ دﻧﯿﺎ را ﻣﻌﻠﻮم ﮐﺮد. اوﻻً ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﻠﻞ را ﺑﻪ آﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﺮد. ﯾﻌﻨﯽ ﻣﺮﮐﺰ ﺗﺼﻤﯿﻢﮔﯿﺮیﻫﺎی ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠﯽ را ﺑﻪ آﻣﺮﯾﮑﺎ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﮐﺮد. دوم ﺑﺮای ﺑﺎزﺳﺎزی اروﭘﺎ ﻃﺮح ﻣﺎرﺷﺎل و ﺑﺮای ﺑﺎزﺳﺎزی آﺳﯿﺎ اﺻﻞ ﭼﻬﺎرﺗﺮوﻣﻦ را اراﺋﻪ داد. ﺗﺮوﻣﻦ رﺋﯿﺲﺟﻤﻬﻮر وﻗﺖ آﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﻮد. ﮐﻤﮏﻫﺎی آﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﻪ اﯾﺮان از ﻃﺮﯾﻖ ﻫﻤﯿﻦ اﺻﻞ ﭼﻬﺎرﺗﺮوﻣﻦ در زﻣﺎن ﺟﻨﮓ ﺑﻮد. در ﭼﺘﺮ ﺣﻤﺎﯾﺖ آﻣﺮﯾﮑﺎ از آﺳﯿﺎ و اروﭘﺎ، آﻧﻬﺎ ﺟﺎی ﭘﺎی ﺧﻮدﺷﺎن را در ﻫﻤﻪی ﻧﻘﺎط دﻧﯿﺎ ﻣﺴﺘﺤﮑﻢ ﮐﺮدﻧﺪ.

آﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽﻫﺎ در دهﻫﺎ ﻧﻘﻄﻪازدﻧﯿﺎ ﭘﺎﯾﮕﺎه (ﭘﺎﯾﮕﺎهﻫﺎی ﻧﻈﺎﻣﯽ آﻣﺮﯾﮑﺎ در آﻟﻤﺎن، اﯾﺘﺎﻟﯿﺎ، ژاﭘﻦ، ﮐﺮه و..) دارﻧﺪ. ﻫﻔﺖ ﻧﺎوﮔﺎن آﻣﺮﯾﮑﺎ آبﻫﺎی ﺟﻬﺎن را ﺗﺤﺖ ﺳﯿﻄﺮه‌ی ﺧﻮد دارﻧﺪ.

آﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽﻫﺎ ﻫﺮ ﺟﻮر ﮐﻪ اراده ﻣﯽﮐﺮدﻧﺪ و در ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮاﺳﺘﻨﺪ، دﺧﺎﻟﺖ ﻣﯽﮐﺮدﻧﺪ؛ در وﯾﺘﻨﺎم، ﻻﺋﻮس، ﮐﺎﻣﺒﻮج، ﮐﺮه ﯾﺎ ﮐﻮﺑﺎ. ﺷﺎﯾﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﭼﻬﻞ دﺧﺎﻟﺖ ﻧﻈﺎﻣﯽ در ﮐﺸﻮرﻫﺎی آﻣﺮﯾﮑﺎی ﻻﺗﯿﻦ ﮐﺮدﻧﺪ. آﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽﻫﺎ دهﻫﺎ ﮐﻮدﺗﺎ در ﺳﺮاﺳﺮ ﺟﻬﺎن راه اﻧﺪاﺧﺘﻨﺪ؛ از ﺟﻤﻠﻪ ﮐﻮدﺗﺎی 28 ﻣﺮداد. آﺧﺮﯾﻦ دﺧﺎﻟﺖﺷﺎن ﻧﯿﺰ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺳﻮﻣﺎﻟﯽ، ﻋﺮاق، اﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎن و ﺳﻮدان اﺳﺖ. ﺗﻤﺮﮐﺰ ﻋﻤﺪه‌ی آﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽﻫﺎ اﻻن ﺑﺮر وی ﮐﺸﻮرﻫﺎی اﺳﻼﻣﯽ اﺳﺖ، آن ﻫﻢ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ اﻧﻔﺠﺎر ﺑﯿﺪاری اﺳﻼﻣﯽ. اﻟﺒﺘﻪ ﮐﻢﮐﻢ آﺛﺎر ﺷﮑﺴﺖ در ﺣﺮﮐﺖﻫﺎی آﻣﺮﯾﮑﺎ ﻧﻤﺎﯾﺎن ﻣﯽﺷﻮد. در ﮔﺬﺷﺘﻪ ﮐﺴﯽ ﺟﻠﻮدار آﻣﺮﯾﮑﺎ ﻧﺒﻮد، وﻟﯽ اﻣﺮوزه ﻣﺮدم ﻓﻘﯿﺮ اﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎن آنﻫﺎ را زﻣﯿﻦﮔﯿﺮ ﮐﺮده اﻧﺪ. زﯾﺮ ﺳﺮﻧﯿﺰه‌ی ﻫﻔﺘﺎد ﻫﺰار آﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ در ﻋﺮاق و ﺑﻌﺪ از ﻫﺰﯾﻨﻪ ﮐﺮدن 2، 5 ﺗﺮﯾﻠﯿﻮن دﻻر، ﯾﻌﻨﯽ 2500 ﻣﯿﻠﯿﺎرد دﻻر، ﺷﻤﺎ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﺪ ﮐﻪ اﻧﺘﺨﺎﺑﺎت اﻧﺠﺎم ﻣﯽﺷﻮد ودوﻟﺖ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯽﺷﻮد؛ آن ﻫﻢ دوﻟﺘﯽ ﮐﻪ آﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽﻫﺎ ﻧﻤﯽﺧﻮاﺳﺘﻨﺪ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺷﻮد. اﯾﻦ ﻧﺸﺎن ﻣﯽد ﻫﺪ ﮐﻪ ﻣ ﺮدمﻋ ﺮاق و اﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎن ﺑﺎ وﺟﻮد ﻫﻤﻪی ﺻﺪﻣﺎﺗﯽ ﮐﻪ دﯾﺪه‌اﻧﺪ، اﻣﺎ ﻗﻮت ﺑﯿﺪاری اﺳﻼﻣﯽ ﻣﻮﺟﺐ ﺷﺪه ﺟﻠﻮی آﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽﻫﺎ ﺑﺎﯾﺴﺘﻨﺪ. اﯾﻦﻫﺎ ﻧﺸﺎﻧﻪی اﻓﻮل آﻣﺮﯾﮑﺎ و اﺳﺘﮑﺒﺎر اﺳﺖ.

ﺑﺎ اﯾﻦ اوﺻﺎف، آﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽﻫﺎ ﻧﻪﺗﻨﻬﺎ ﻗﺪرت ﺑﻌﺪ از ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﯽ دوم را ﻧﺪارﻧﺪ، ﺑﻠﮑﻪ ﺣﺘﯽ ﻗﺪرت زﻣﺎن رﺋﯿﺲﺟﻤﻬﻮری رﯾﮕﺎن را ﻫﻢ ازدﺳﺖ داده‌اﻧﺪ. آﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽﻫﺎ ﻓﺮوﭘﺎﺷﯽ ﺷﻮروی و اﺗﻔﺎﻗﺎت ﭘﺲ از آن ر ا ﺑﻪ ﺣﺴﺎب ﺧﻮدﺷﺎن ﮔﺬاﺷﺘﻨﺪ و ﻟﺬا آﻗﺎی ﺑﻮش ﮔﻔﺖ ﮐﻪ در دﻧﯿﺎ ﯾﮏ اﺑﺮﻗﺪرت وﺟﻮد دارد و آن ﻫﻢ آﻣﺮﯾﮑﺎ اﺳﺖ، اﻣﺎ اﻻن در وﺿﻌﯿﺘﯽ ﻗﺮار دارﻧﺪ ﮐﻪ 600 ﻣﯿﻠﯿﺎرد دﻻر اﺳﮑﻨﺎس ﺑﺪون ﭘﺸﺘﻮاﻧﻪ وارد ﺟﺎﻣﻌﻪ ﮐﺮده‌اﻧﺪ!

منابع:
جنگ نرم، حسين عبدي ، تهران: نشر معارف، 1388
حسن واعظي ، استعمار فرانو ، قم: موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني ره ، 1386،
قدرت نرم» ،( جوزف نای) ، ترجمه روحانی و ذوالفقاری ، دانشگاه امام صادق (ع) ،1387 .
مرسلي، فاطمه (بي تا)، نبرد سايه ها، تهران: گروه انديشه رحال.
نظافتي، ايرج، (1388)، کرسي آزادانديشي در جبهه نرم، روزنامه کيهان، 15/6/1388
https://www.velayatfagih.porsemani.ir/
دبيرخانه دائمي جنگ نرمhttps://h-jangenarm.com/








تبلیغات