مقاله ایمان مستقل به معاد

صفحه اصلی آرشیو راهنمای خرید پرسش و پاسخ درباره ما پشتیبانی تبلیغات تماس با ما

صفحه نخست  » علوم انسانی  »  مقاله ایمان مستقل به معاد

مقاله ایمان مستقل به معاد (دانلود تحقیق و مقالات رشته معارف اسلامی روز قیامت) در قالب ورد و قابل ویرایش و در ۲۷ صفحه گرد آوری شده است. در زیر به مختصری از عناوین و چکیده آنچه شما در این فایل دریافت می کنید اشاره شده است.

مقاله ایمان مستقل به معاد

مقاله ایمان مستقل به معاد

معاد
ایمان مستقل به معاد، ملاک اصول دین بودن آن است
چرا اسلام معاد را از اصول دین قرار داده‏اند ولی سایر ضروریات‏ را از اصول دین قرار نداده‏ چون خیلی اشخاص این سؤال را می‏کنند، می‏گویند شهادتین که انسان به آن مسلمان می‏شود دو چیز بیشتر نیست: ” اشهد ان لا اله الا الله، اشهد ان محمدا رسول الله‏ “.
دیگر چرا مسأله معاد را جزء اصول دین قرار داده‏اند؟
خوب، آدمی که‏ به پیغمبر ایمان داشته باشد، به هر چه پیغمبر گفته (اگر برایش ثابت‏ شود که پیغمبر گفته، مخصوصا اگر ثبوتش به حد ضرورت و بداهت برسد) ایمان پیدا می‏کند، پس ما باید بگوییم اصول دین دو چیز بیشتر نیست (حالا دو اصل دیگر (عدل و امامت) را که شیعه می‏گویند، آن به جای‏ خود مسأله علیحده‏ای است): توحید، نبوت، معاد فرع و طفیلی نبوت است، چون ما به نبوت‏ اعتقاد داریم و پیغمبر از معاد خبر داده، به معاد هم اعتقاد داریم، همین طوری که چون پیغمبر گفته‏اند نماز واجب است به نماز هم اعتقاد داریم، نماز هم از ضروریات است، روزه هم از ضروریات است، حج هم از ضروریات است.

فلسفه پنهان بودن زمان وقوع قیامت
آیا اینکه خدا در قرآن کریم می‏فرماید قیامت‏ واقع شده از باب مستقبل محقق الوقوع است یا نه؟ بعلاوه آنهایی که‏ می‏گویند قیامت واقع شده، یعنی عالم قیامت الان وجود دارد ولی برای ما که هنوز وجود ندارد و در توحید صدوق هست، وقتی که (معصوم) سؤال‏ می‏کنند آیا بهشت و جهنم مخلوق است یا مخلوق نیست؟ می‏فرماید بهشت و جهنم مخلوق است یعنی الان هم وجود دارد )توحید صدوق/ص ۱۱۸)، ولی الان که بهشت و جهنم وجود دارد آیا برای ما هم الان وجود دارد یا برای ما در زمان بعد هست؟ عالم قیامت خودش وجود دارد، نه عالمی است که بعد می‏خواهد حادث شود، ولی برای همه اشیاء عالم (در زمان بعد وجود دارد)، چون‏ حشر اختصاص به انسان ندارد، شامل همه چیز می‏شود، این زمین ما هم همین‏ طور که ما روزی می‏میریم و به قیامت می‏رسیم روزی می‏میرد و به قیامت‏ می‏رسد. آن درخت و آن خوردشید هم همین طور است. پس اینکه می‏گوییم (قیامت الان) وجود دارد، نه این است که قیامت ما هم الان وجود دارد، نه، ما هر وقت که مردیم آن وقت وارد عالم قیامت می‏شویم و به همین جهت پیغمبر فرمود:« من مات قامت قیامته» هر کسی‏ که بمیرد قیامتش بپا می‏شود. یک قیامت مستقل به آن معنا که نیست، چون‏ قیامتی وجود دارد، هر کسی که می‏میرد به عالم قیامت خودش وارد می‏شود.

جزای عمل در آخرت یکی از دلایل اثبات معاد
یکی از مسائلی که در بحث عدل الهی باید مطرح گردد ، مسأله مجازات‏ اعمال در آخرت است . معاد و رسیدگی به اعمال نیک و زشت ، و پاداش و کیفر دادن به نیکوکاران و بدکاران ، خود از مظاهر عدل الهی است .
معمولا یکی از دلائلی که برای اثبات معاد اقامه می‏شود این است که چون خدا عادل‏ و حکیم است ، اعمال بشر را بی‏محاسبه و پاداش و کیفر نمی‏گذارد . امیرالمؤمنین علیه‏السلام می‏فرماید :
” « و لئن امهل الله الظالم فلن یفوت اخذه و هو له بالمرصاد علی مجاز طریقه ، و بموضع الشجی من مساغ ریقه » ” . “ممکن است خدا ستمگر را مهلت دهد ولی هرگز او را بی کیفر رها نمی‏کند ، وی بر سر راه ستمگر کمین کرده و همچون استخوانی که در گلو گیر کند راه را بر او می‏بندد ” .
تبیین معنای لغوی حشر در بحث معاد
در کتاب‌ «أقرب‌ الموارد» آمده‌ است‌ که‌: حشر به‌ معنای‌ جمع‌ است‌، «وَ یَوْمُ الْحَشْرِ یَوْمُ الْبَعْثِ وَ الْمَعادِ وَ هُوَ مَأْخوذٌ مِنْ حَشَرَ الْقَوْمَ إذا جَمَعَهُمْ». روز حشر یعنی‌ روز بعث‌ و بازگشت‌؛ و از حَشَرَ الْقَوْم‌ گرفته‌ شده‌ است‌، یعنی‌ آنها را جمع‌ کرد.
و در «صِحاحُ اللغه‌» گفته‌ است‌: «حَشَرْتُ النّاسَ أحْشِرُهُمْ وَ أحْشُرُهُمْ حَشْرًا: جَمَعْتُهُمْ؛ وَ مِنْهُ یَوْمُ الْحَشْرِ». مردم را محشور کردم آنان را محشور می سازم نوعی از محشور ساختن، حشر یعنی‌ جمع کردن‌، و به‌ همین‌ مناسبت‌ روز قیامت‌ را یوم‌ حشر گویند.
و در «لسانُ العرب‌» پس‌ از اینکه‌ آنچه‌ را که‌ از «صِحاح‌» نقل‌ کردیم‌ آورده‌ است‌، گفته‌ است‌: «وَ الْحَشْرُ جَمْعُ النّاسِ یَوْمَ الْقِیَمَهِ». حشر به‌ معنای‌ جمع‌ کردن‌ مردم‌ در روز قیامت‌ است‌.
البتّه‌ حشر معنای‌ دیگری‌ هم‌ دارد و آن‌ اجتماع‌ مردم‌ همه‌ با هم‌ در روز قیامت‌ است‌؛ چنانکه‌ وارد است‌: «ذلِکَ یَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَ ذلِکَ یَوْمٌ مَشْهُودٌ؛ آن‌ روز، روزی‌ است‌ که‌ مردم‌ برای‌ آن‌ روز گرد آورده‌ می‌شوند و آنروز، روز مشهود است‌» (آیه ۱۰۳ سوره هود).

معاد حقیقی،‌ جسمانی است نه مادی طبیعی
و آنچه‌ از ضروریات‌ دین‌ است‌ و اعتقاد به‌ آن‌ لازم‌ است‌ و عقل‌ نیز کافلِ اثبات‌ آنست‌ همان‌ معاد جسمانی است‌ نه‌ معاد طبیعی‌ مادی. در آنجا انسان‌ مورد نعمتها و عذابهای‌ خداوند واقع‌ میشود با بدن‌ جسمانی‌، نه‌ با بدن‌ طبیعی‌ و مادی‌. و این‌ منتسبین‌ به‌ علم‌ و شریعت‌ بین‌ «جسم‌» و «ماده‌» فرق‌ نگذارده‌اند و معاد جسمانی را مادی‌ و طبیعی‌ انگاشته‌اند؛ با آنکه‌ اعتقاد به‌ معاد مادی‌ خلاف‌ ضرورت‌ اسلام‌ و آیات‌ قرآن‌ کریم‌ و روایات‌ وارده‌ از معصومین‌ صلوات‌ الله‌ علیهم‌ أجمعین‌ است‌، و در حقیقت‌ به‌ مذهب‌ مادیون‌ و طبیعیون‌ و تناسخیه‌ رجوع‌ میکند.

آیه‌ مبارکه‌ «وَ أَشْرَقَتِ الاْرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا؛ و زمین‌ به‌ نور پروردگارش‌ درخشان‌ و روشن‌ می‌شود» (آیه ۶۹ سوره زمر) و روایاتی‌ که‌ دلالت‌ دارد بر آنکه‌ جسم‌ عالم‌ آخرت‌ از این‌ اجسام‌ لطیف‌تر است‌ و در قیامت‌ مردم‌ دفع‌ کثافات‌ و قاذورات‌ ندارند و هرچه‌ میخورند و می‌آشامند جزء بدن‌ می‌شود، و در آن‌ نشأه‌، بهشتیها به‌ صورت‌ جوان‌ شاداب‌ بدون‌ نقص‌ عضو، چون‌ کری‌ و کوری‌ و چلاقی‌، با صورتهای‌ دلفریب‌ و زیبا، و جهنمیان‌ به‌ صورت‌های‌ زشت‌ و منکر و نابینا محشور میگردند؛ همه‌ و همه‌ به‌ خوبی‌ دلالت‌ دارد بر آنکه‌ جسم‌ آن‌ عالم‌ چون‌ ماده‌ و طبیعتِ کثیف‌ این‌ عالم‌ نیست‌؛ بلکه‌ جسم‌ لطیف‌ است‌، که‌ بر اثر تجلی‌ نفس‌ و ظهور آن‌ در عالم‌ صورت‌ پدیدار میشود.

نقش معاد در عبث نبودن خلقت
یک سلسله آیات در قرآن کریم هست‏ و (مضمون) آنها این است که قرآن با تعبیرات تقریبا چهارگانه‏ای که در این زمینه هست، مسأله عبث و بیهودگی در خلقت را نفی می‏کند. گاهی‏ تعبیر قرآن این است که خلقت عبث نیست و گاهی تعبیر این است که لعب‏ و بازی نیست و ما لاعب نیستیم، گاهی تعبیر این است که لهو نیست و گاهی تعبیر قرآن این است که اساس خلقت بر باطل نیست، به حق است.
آنگاه همه اینها را که بیان می‏کند، در توجیه اینکه خلقت بر عبث نیست‏، بر باطل نیست، لعب نیست، لهو نیست، همان چیزی را ذکر می‏کند که‏ ما امروز ” معاد ” می‏نامیم و خود قرآن با تعبیرات دیگر بیان کرده است‏. جامعترین تعبیرات قرآن این است که بازگشت همه چیز به سوی خداست.
کأنه این (طور) است که اگر بازگشت اشیاء به سوی خدا نباشد، اگر اشیاء به سوی خدا برنگردند، این خلقت اساسا عبث است، باطل است، پس لعب است، لهو است، که این در واقع استدلال از عرض بوجود خداوند بر معاد است.

ارتباط خداشناسی، معاد و امامت با یکدیگر از نظر شیعه
از نظر مذهب شیعه، (یعنی آنچه که از کتاب و سنت، مطابق نقل و روایت از طریق اهل بیت پیامبر علیهم السلام) رابطه توحید، معاد و امامت بدین صورت تبیین می شود که:
۱- ورای عالم ماده و طبیعت و پس پرده غیب، حقایق اصیلی است که انسان دیر یا زود و بالاخره در دم مرگ و روز رستاخیز، از آنها اطلاع یافته، برای وی مشهود و مکشوف خواهد افتاد.
۲- با این که انسان خواه و ناخواه و به طور ضرورت و جبر، در مسیر زندگی مخصوص خود، حقیقت عالم هستی را بالعیان درک خواهد نمود و بالاخره روزی فرا خواهد رسید (معاد) که هرگونه شبهه و شک از ادراک او رخت بربندد، در عین حال برای انسان، یک راه اختیاری و اکتسابی نیز وجود دارد که با پیمودن آن در همین نشأه دنیا، حق و حقیقت امر را کشف و مشاهده نماید.
۳- این راه، همان راه اخلاص در بندگی حق است.

اعتقاد به معاد ، امری فطری
مسأله اینکه آیا اعتقاد به رستاخیز فطری هست یا فطری نیست بستگی دارد به اینکه ما اعتقاد به رستاخیز را در چه شکلی طرح کنیم. یک وقت در آن شکل طرح می کنیم که خود قرآن کریم در اکثر آیات طرح کرده است.
معنی و مفهومی که قرآن به رستاخیز می دهد رجوع و بازگشت به پروردگار است: انا لله و انا الیه راجعون. اگر به این معنی و مفهوم باشد جواب این است: بله، اعتقاد به رستاخیز فطری است.
ولی اغلب، این امر را به یک صورت ناقص طرح می کنند که آن معنی و مفهوم واقعی خودش را ندارد. برخی اینطور به نظرشان می رسد که همانطور که یک صنعتگر، یک چیزی را می سازد بعد آن را خراب می کند و بار دوم همان را می خواهد بسازد(خداوند نیز چنین می کند) کسی هم که (طبق آیه «ویقول الانسان ءاذا ما مت لسوف اخرج حیا») چنین حرفی زده تصورش یک چنین چیزی بوده است، نه تصور به شکل واقعی که از معاد باید داشته باشد؛ شنیده بوده است که مردم در معاد بار دیگر زنده می شوند وای این زنده شدن را یک نوع بازگشت به دنیا تلقی می کرده است – که اکثر مردم اینطور تلقی می کنند – نه بازگشت به خدا.

استدلال قرآن کریم بر معاد
دو نوع استدلال در قرآن کریم بر اثبات معاد هست:
۱- یک نوع استدلال بر معاد، بر اساس توحید است که قرآن می‏گوید ممکن نیست خدا باشد ولی معادی نباشد، یعنی اگر معاد نباشد خلقت عبث است. این خودش یک استدلال است. قرآن خواسته‏ روی این مطلب استدلال کند: «افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم‏ الینا لا ترجعون؛ آیا چنین پنداشتید که ما شما را عبث آفریده‏ایم و به سوی ما بازگشت نخواهید کرد؟» (مؤمنون / ۱۱۵). قرآن در واقع این طور می‏گوید که یا باید بگویید خدایی نیست، پس خلقت و آفرینش عبث و باطل و بیهوده‏ است، دنبال حکمت در خلقت نباید رفت و مانعی نخواهد داشت که خلقت‏ بر عبث و بیهوده باشد؛ و یا اگر خدایی هست که جهان را آفریده است‏ معادی هم باید باشد، معاد متمم خلقت است، مکمل خلقت است، جزئی از خلقت است که با نبودن آن خلقت ناقص است، خلقت عبث و بیهوده است.
۲- یک سلسله استدلالهای دیگر هم در قرآن هست که همان نظام موجود و مشهود را دلیل بر قیامت قرار می‏دهد. در اول سوره حج و مؤمنون هست که ایها الناس! اگر در بعث و در قیامت شک و ریب دارید، پس ببینید خلقت‏ خودتان را. بعد خلقت خود ما را می‏گوید که شما را از نطفه آفریدیم، نطفه را از خاک آفریدیم، بعد نطفه را به علقه و علقه را به مضعه تبدیل‏ کردیم، بعد برای مضعه استخوان قرار دادیم، بعد گوشت پوشاندیم، بعد شما را به صورت طفل در آوردیم: «ثم انکم بعد ذلک لمیتون* ثم انکم‏ یوم القیامه تبعثون؛ سپس شما بعد از این (مراحل) قطعا خواهید مرد. آنگاه شما روز رستاخیز برانگیخته می شوید» (مؤمنون / ۱۶ و ۱۵).
پس سر اینکه معاد را جزء اصول دین قرار داده‏اند، نه صرف این بوده‏ که معاد یکی از ضروریات دین و از توابع نبوت بوده است، بلکه یک‏ مسأله‏ای بوده که راه استدلال بر آن لااقل تا اندازه‏ای باز بوده و قرآن‏ می‏خواسته است که مردم به مسأله قیامت به عنوان یک مسأله مستقل‏ اعتقاد پیدا کنند و نیز این اعتقاد به آنها بر پایه معرفت عقلی و استدلالی باشد یعنی قرآن ما را به معادشناسی دعوت می کند.

اعتقاد به معاد و زنده شدن هر فرد در عالم آخرت یکی از اصلی‌ترین اعتقادات در همه ادیان آسمانی است و انبیای الهی تاکید فراوانی بر این اصل داشته‌اند و برای تثبیت این عقیده در دلهای مردم رنجهای بسیاری برده‌اند.

در قرآن کریم هم اعتقاد به معاد و عدل هم سنگ اعتقاد به خدای یگانه دانسته شده و در بیش از بیست آیه کلمات الله و الیوم الاخر با هم بکار رفته است در این بحث قصد داریم تا از احتجاجاتی که قرآن کریم با منکرین معاد جسمانی دارد و پاسخهایی که به آنان می‌دهد سخن بگوییم و از این طریق معاد و برانگیخته شدن جسمانی انسانها را ثابت نماییم.
شبهه اعاده معدوم
قرآن کریم در برابر کسانی که می‌گفتند: «چگونه ممکن است انسان بعد از متلاشی شدن بدنش مجددا زنده شود؟» پاسخی می‌دهد که مفادش این است : قوام هویت شما به روحتان است نه به اندامهای بدنتان که در زمین پراکنده می‌شوند.

از این گفتگو می‌توان استنباط کرد که منشا‌ انکار کافران همان شبهه محال بودن اعاده معدوم است یعنی آنان می‌پنداشتند که انسان همین بدن مادی است که با مرگ متلاشی و نابود می‌گردد و اگر مجددا زنده شود انسان دیگری خواهد بود زیرا برگرداندن موجودی که معدوم شده محال است.  و………….


این مقاله به صورت ورد (docx) می باشد و تعداد صفحات آن ۲۷ صفحه آماده پرینت می باشد
چیزی که این مقاله را متمایز کرده است آماده پرینت بودن مقاله می باشد تا خریدار از خرید خود راضی باشد
مقاله را با ورژن office2007 به بالا بازکنید


مقاله ایمان مستقل به معاد به صورت فایل دانلودی می باشد شما بعد از پرداخت مبلغ مورد نظر می توانید در همان لحظه فایل را دریافت نمایید. در صورتی که به هر دلیلی موفق به پرداخت و یا دانلود نشدید از قسمت تماس با ما سایت، به ما اطلاع دهید تا در کمترین زمان ممکن به مشکلات شما رسیدگی کنیم.


قیمت : 2500 تومان

[ بلافاصله بعد از پرداخت لینک دانلود فعال می شود ]








تبلیغات